|
محیط بان افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
- بالابردن فرهنگ عمومی در جهت استفاده صحیح از منابع طبیعی در قالب طرح های آموزشی از قبیل ایجاد کلاس های آموزشی در این زمینه و همچنین کمک گرفتن از فرهنگ عامه افراد به خصوص تعالیم دین مبین اسلام در جهت احیاي منابع طبیعی. - بالابردن آگاهی افراد نسبت به پیامدهای ناگوار و جبران ناپذیر تخریب منابع طبیعی در قالب های طرح های ترویجی و آموزشی و ملی مشارکت آنان. - برنامه ریزی دقیق در امر توسعه منابع طبیعی و انجام تحقیقات گسترده در این زمینه با کمک گرفتن از مشارکت مردمی در جهت طرح های احیا. - اجرای تحقیقی ترویجی در زمینه منابع طبیعی همچون نهال کاری در سطح وسیع و یا به زیر کشت بردن دامنه های شیب دار با مشارکت وسیع بهره برداران و القاي این نکته که منابع طبیعی متعلق به خود مردم است و حفاظت و توسعه آنها نیز با مشارکت مردم انجام شود. - آموزش روستايیان و جنگل نشینان و به طورکلی افراد در تماس با منابع طبیعی در زمینه استفاده بهینه و صحیح از منابع طبیعی با استفاده از روش های مختلف آموزشی رایج در فرآیند آموزشی ترویج. - نشر فواید احیا و توسعه منابع طبیعی و آگاهی دادن نسبت به عوارض ناشی از تخریب این ثروت های خدادادی توسط افراد ذی نفوذ همچون شورای محل و ائمه جمعه و جماعات. -گنجاندن برنامه های مربوط به احیا و توسعه منابع طبیعی در قالب برنامه های درسی در سطوح و مقاطع مختلف آموزشی. - شرکت دادن بیش از پیش بهره برداران در امر تحقیق و اجرای طرح های ترویجی جهت احیا و توسعه منابع طبیعی از طرق مختلف همچون تشکیل گروه های سازندگی. -انتخاب با افراد خبره و ممتاز همچون دامداران یا کشاورزان و روستايیان پیشرو و تشویق و ترغیب آنها جهت همکاری با سایر بهره برداران در جهت حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی. جلب مشارکت بیش از پیش مردم اعم از روستايیان و جنگل نشینان و سایر نیروهای داوطلب همچون بسیجیان، سربازان و سایر اقشار در جهت انجام طرح های احیا و توسعه منابع طبیعی. نمودار شماره 1- مهم ترین روش های آموزشی در ترویج و از بخش های تشکیل دهنده آنها
نتیجه گیری: بعد از مروری اجمالی به سوابق ترویج در جهان و ایران و پرداختن به اهمیت منابع طبیعی به عنوان پشتوانه بخش کشاورزی به علل عمده تخریب منابع طبیعی اشاره شد که با توجه به آن که اکثر تخریب های بی رویه در امر منابع طبیعی توسط انسان صورت می گیرد و به طورکلی انسان به عنوان مهم ترین عامل تخریب منابع طبیعی به شمار می آید و از طرف دیگر با توجه به محور بودن انسان در طرح های آموزشی و ترویجی نیازآن می رود که برای آگاه سازی و ارتقاي فرهنگ عمومی در میان افراد به خصوص در میان بهره برداران و افراد در تماس مداوم با منابع طبیعی در امر حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی از ترویج به عنوان یک فرآیند آموزشی استفاده موثر به عمل آید. ترویج بعد از موفقیت خود در بسیاری از کشورها و در بسیاری از طرح ها و با توجه به همه گیر بودن فعالیت های آموزشی آن و غیر رسمی بودن طرح ها و فعالیت های آموزشی، نوبت آن رسید تا رسالتی نوین را عملی كند و آن هم حفظ و احیاي توسعه منابع طبیعی می باشد و این مسوولیت مهم میسر نمی شود مگر با توجه به قرار دادن اصول بنیادین و پایه های علمی این مکتب آموزشی یعنی ارتباط تنگاتنگ تحقیق، آموزش، ترویج، مشارکت مردمی، احترام به فرهنگ و آداب و رسوم محلی، استفاده همه گیر از تکنولوژی آموزشی، دخالت افراد در سرنوشت خودشان و سایر مواردکه به یقین با کمک گرفتن از اصول و قواعد و همچنین ارايه و تدوین سیاست های دقیق در امر حفاظت و توسعه منابع طبیعی در راستای نیازهای بهره برداران می تواند ما را به هدفی که داریم یعنی حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی رهنمون سازد. همچنین با توجه به حساسیت های موجود در امر حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی به عنوان ذخایر ملی طبیعی کشور و پشتوانه بودن آن برای بخش کشاورزی که متولی امر تغذیه کشور می باشد و ارزش حیاتی آن برای کشور ترویج و فعالیت های ترویجی به عنوان مهم ترین عوامل در حفظ، احیا و توسعه منابع طبیعی به شمار می روند که باید بیش از پیش جدی گرفته شوند.
پیشنهادات: با توجه به سلسله مطالبی که در بخش های قبلی درباره فرآیند آموزش ترویج، اهمیت حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی، علل تخریب این منابع، نقش آموزش ترویج در حفظ و احیا و توسعه این منابع، به آن پرداخته شد. پیشنهادات زيرجهت حفظ و احیاي توسعه منابع طبیعی با عنایت به فرآیند آموزشی ترویج ارايه می شود. باشد که مورد توجه متولیان امور به خصوص منابع طبیعی قرار گیرد: 1- اتخاذ سیاست های حمایتی از افراد در تماس با منابع طبیعی به طوری که منابع طبیعی را مورد تاخت و تاز قرار ندهند. 2- تحقیقات گسترده و همه جانبه در جهت یافتن جدید ترین روش های آموزش ترویجی جهت بالا بردن سطح دانش و آگاهی افراد در تعامل با منابع طبیعی. 3- تحقیقات گسترده و پژوهش های عمیق و کاربردی در جهت شناخت راه ها جهت تسریع در جلوگیری از تخریب منابع طبیعی با مشارکت مردمی. 4- بها دادن بیش از پیش فرآیند آموزشی ترویج در امر آگاه سازی مردم در جهت حفظ و نگهداری از این منابع ملی با توجه به اصول آموزشی آن. 5- ایجاد کلاس های آموزشی و ترویجی در بین روستايیان و جنگل نشینان و به طورکلی افراد در تماس با منابع طبیعی نسبت به عواقب ناگوار تخریب منابع طبیعی با استفاده انواع و اقسام روش های آموزشی و همچنین کمک گرفتن از تازه ترین وسایل دیداری و شنیداری در این موارد. 6- انتخاب افراد خبره و ذی نفوذ در میان افراد در تماس با منابع طبیعی همچون کشاورزان، دامداران، روستايیان و کمک گرفتن از آنها جهت انجام طرح های تحقیقاتی دامی جنگل، مرتع، بیابان زدایی، کویر زدایی و به طور کلی منابع طبیعی. 7- کمک گرفتن از بعضی افراد و دارای صلاحیت های فرهنگی همچون شوراهای اسلامی و ائمه جمعه و جماعات در جهت ترویج منابع طبیعی. 8- گنجاندن درس هایی در مورد حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی در برنامه های درسی در سطوح مختلف آموزشی و مقاطع گوناگون تحصیلی. 9-ایجاد و گسترش دبیرستان های منابع طبیعی جهت تربیت تکنسین ها و مروجین دلسوخته و متعدد منابع طبیعی جهت آموزش افراد برای حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی. 10- پخش برنامه ها و گزارش های متعدد در مورد اهمیت و ارزش منابع طبیعی و عوارض ناگوار تخریب آن از طریق وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو، تلویزیون و دیگر رسانه های انبوهی. 11- تهیه و تدوین انواع و اقسام نشریات ترویجی جهت استفاده عموم در جهت حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی و منعکس كردن عواقب تخریب منابع طبیعی و حفاظت و نگهداری از این منابع در روزنامه ها و مجلات و بولتن های تخصصی و عمومی. 12- کمک گرفتن از همکاری های سایر نهادها و ارگان ها در جهت حفاظت و توسعه هرچه بیشتر منابع طبیعی. 13- تهیه و تدوین قوانین و مقررات قاطع و جامع در امر حفاظت و توسعه منابع طبیعی و مشارکت تمامی افراد جهت اجرای این قوانین. 14- ایجاد و توسعه خدمات زیر بنايی در جهت توسعه منابع طبیعی همچون تاسیس موسسه های تولید بذر و نهال به خصوص گیاهان سریع الرشد در جهت کویر زدايی و احیاي جنگل ها. 15- سرانجام تغییر نام سازمان جنگل ها و مراتع به سازمان حفظ و توسعه منابع طبیعی و تجدید نظر در شرح وظایف آن.
منابع: 1- سلمانزاده، سیروس. مقدمه ای بر آموزش ترویج. انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز. ترجمه. 2- شهبازی، اسماعیل. رهیافتی نو در تحقیق پیوند بنیانی فعالیت های تحقیقی ترویج در جریان توسعه کشاورزی ایران، گزارش ششمین سمینار علمی ترویج کشاورزی کشور. مشهد. انتشارات سازمان ترویج کشاورزی.
نورالله نظری قهفرخی [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:55 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
مگر نه این است که کشورها آباد کردن زمین های کشاورزی را به بهای ارزشمند ترین ذخایر ملی هر کشور یعنی جنگل به هيچ وجه نمی پذیرند و حداکثر تولید را به بهای نابودی خاک های زراعی و منجر شدن این خاک ها به کویر قابل قبول نمی دانند. این اقدامات برای چیست؟ و چرا باید کشاورزی پایدار با این اندازه مورد اهمیت باشد؟ چرا که آنها ارزش و منزلت جنگل ها و مراتع را یافته اند و نقش بسیار حیاتی آن در زندگی بشر را پیدا کرده اند و به این امر مهم پی برده اند که اگر جنگل بمیرد، جهان خواهد مرد و اگر مرتع نابود شود بیابان و کویر را به وجود آورده و خاک را از بین می برد و سرانجام نابودی انسان را در پی خواهد داشت. بعد از متوجه شدن محققان و پژوهندگان از این واقعیت های اساسی نوبت آن است که این واقعیت ها به انحاي مختلف به کسانی که به هر شکلی با منابع طبیعی سرو کار دارند رسانده شود و این ممکن نمی شود مگر با بالارفتن فرهنگ عمومی در استفاده بهینه از منابع طبیعی و حفظ و نگهداری از این ثروت های عظیم ملی. هر چند در این مورد، مکتب آموزشی ترویج نقش بس موثری می تواند داشته باشد، اما با برقراری چند کلاس آموزشی ترویجی و نمایش چند فیلم و اسلاید نمی توان به اهداف فوق دست یافت. بلکه حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی اقداماتی وسیع تر و با برنامه ریزی دقیق تر مبتنی به پژوهش های علمی و دقیق را طلب می کند و برای اجرای آن باید با ارايه برنامه های آموزشی و دقیق و مستمر ترویجی و آموزشی و تربیت مروجین دلسوز و دانش آموخته و همچنین انتخاب و آموزش رهبران محلی آگاه در این زمینه تلاش خستگی ناپذیر به عمل آورد تا نگذاریم بیش از پیش ذخایر حیاتی ملی ما مورد تاخت و تاز قرار گیرد. درکنار این اقدامات آموزشی و ترویجی باید سیاست های دولت نیز در راستای این اقدامات باشد و با تصویب قوانین مدون و قاطع جلوی هر گونه سوء استفاده از این منابع گرفته شود. ضرورت ارتباط ترویج با حفظ و احیا و توسعه منابع طبیعی: ترویج و طرح های ترویجی به روش ها و انحاي مختلف می توانند عهده دار حفظ، احیا و توسعه منابع طبیعی باشند. در زمینه حفظ منابع طبیعی به خصوص جنگل و مرتع و خاک به عنوان مهم ترین منابع طبیعی مورد نظر هستند، ترویج می تواند نقش کلیدی و مهم را ایفا كند که بیشتر فعالیت های ترویج در این زمینه می تواند بر مبنای آموزش و مشارکت انجام پذیرد. با توجه به این موضوع که عامل انسانی به عنوان مهم ترین عامل در تخریب منابع طبیعی به شمار می آید. لذا آموزش افراد و بالا بردن سطح آگاهی او در این زمینه بیش از پیش نمود پیدا می کند در اینجا یادآوری این نکته لازم است که صرف آموزش و اجرای چند طرح آموزش ترویجی نمی تواند افراد، عشایر، کشاورزان، دامداران و روستايیان را از تخریب منابع طبیعی باز دارد. لذا در کنار طرح های ترویجی و آموزشی باید تدبیرهای تازه ای اندیشیده شود، تا افراد همان طوری که آموزش می بینند و آنها را به کار می بندند برای حل مشکلات زندگی خود مجبور نشوند در اثر کمبود بعضی مایحتاج زندگی، راه تخریب منابع طبیعی را در پیش گیرند. برای مثال یکی از علت های تخریب جنگل استفاده از چوب به عنوان هیزم می باشد. اگر ماه ها طرح تحقیقاتی و ترویجی را آموزش دهیم اما نتوانیم مشکلات سوخت افراد در تماس با جنگل را مرتفع كنيم، هر گونه اقدامی در این زمینه بی نتیجه خواهد بود. با توجه به مطالب فوق و ضرورت تدوین سیاست های بجا و همه جانبه در حفظ و حراست از منابع طبیعی چه به لحاظ آموزشی و چه به صورت قانونی و اجرایی و همچنین حمایتی از طرف دولت و مراجع ذیصلاح و در این امر نقش ترویج در حفاظت از منابع طبیعی می تواند در سطح کلان به طرق زیر انجام پذیرد. - انجام تحقیقات گسترده در جهت شناخت عوامل انهدام منابع طبیعی - لزوم شناخت صحیح از افراد بهره بردار از منابع طبیعی (عشایر، کشاورزان، روستايیان، دامداران) چه به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و یا فرهنگی - تربیت مروجین دلسوخته و متعهد نسبت به امر حفاظت از منابع طبیعی - برقراری ارتباط تنگاتنگ با روستايیان و بهره برداران از منابع طبیعی در امور مربوط به منابع طبیعی و کمک گرفتن از آنان جهت حفاظت از منابع طبیعی - ایجاد کلاس های آموزشی و ترویج در میان افراد در استفاده صحیح و حفظ منابع طبیعی با روش های گوناگون آموزشی و با کمک گرفتن از وسایل مختلف آموزشی چه به لحاظ دیداری یا شنیداری - ایجاد طرح های تحقیقی ترویجی در سطح مراتع و جنگل ها و طرح های بیابان زدايی با مشارکت بهره برداران - آموزش افراد در تماس مداوم با منابع طبیعی و آگاه کردن آنان نسبت به عواقب وخیم نابودی منابع طبیعی از طریق روش های مختلف آموزشی. (نمودار شماره 1) در زمینه ترویج احیا و توسعه منابع طبیعی بیش از همه چیز مشارکت بهره برداران مورد توجه است که به عنوان یکی از اصل های اساسی آموزشی ترویج به شمار می رود. 1- هوشنگ، ایروانی. تاریخچه آموزش و ترویج کشاورزی در ایران. . 2- ماهنامه علمی اجتماعی اقتصادی جهاد. شماره 173، 172. وزارت جهاد سازندگی. 3- ماهنامه علمی اجتماعی اقتصادی جهاد. شماره 159و160. وزارت جهاد سازندگی. نورالله نظری قهفرخی [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 21:15 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
* تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک عمل فرسایش بیشتر بوسیله آب و باد صورت می گیرد. بادهای مداوم در اثر ایجاد اختلالاتی در زندگی گیاه و تبخیر رطوبت زمین که منجر به خشکی بیش از حد خاک می گردند، سبب می شوند که تجدید حیات نباتات متوقف و یا به کندی صورت گیرد. با کم شدن پوشش گیاهی عمل فرسایش آغاز می شود. اگر انسان هم با بهره برداری بی رویه از بین رفتن گیاهان را ناخواسته تسریع بخشد، آنگاه مراکز مهم کشاورزی و صنعتی و مسکونی در معرض تهدید قرار می گیرند. جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان، خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. بعلت آرام بودن هوای داخل جنگل تبخیر بسیار ناچیز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می رود. نزولات آسمانی در مناطق فاقد گیاه در روی زمین به صورت هرزآب های سیل آسا جاری می شوند و چون مقاومتی در برابر خود نمی بینند ذرات ریز و درشت خاک را حمل می کنند و بتدریج در مسیر خود و یا در پشت سدها و درپاچه ها رسوب می دهند، گاهی سبب طغیان رودخانه ها می گردند و خسارات جانبی و مالی زیادی بار می آورند. در مناطقی که پوشش گیاهی وجود دارد ، هنگام بارندگی قطرات باران به علت انرژی که در مسیر خود و همچنین تاثیر قوه جاذبه زمین کسب می کنند و می توانند موجب متلاشی شدن ذرات خاک و جابجایی آن شوند. در اثر برخورد به شاخ و برگ گیاهان به ذرات بسیار ریزتر تبدیل گشته و به آهستگی روی خاک می رسند. از طرفی بقایای نباتی کف جنگل ها و مراتع همچون اسفنجی آب حاصل از بارندگی را در خود جذب نموده و به آهستگی روی خاک رها می کند و بدین وسیله خطر شستشوی خاک از بین رفته و خاک حفظ می شود.
* اثر جنگل در تعدیل آب و هوای یک منطقه وجود رستنی ها، بخصوص جنگل در تعدیل حرارت محیط موثر است و حرارت فعلی و روزانه سطح زمین را متعادل می کند و باعث اعتدال آب و هوا می شود ، زیرا در تابستان قسمتی از انرژی حرارتی خورشید را جذب نموده و باعث تقلیل حرارت زمین می گردند و در زمستان به منزله روپوشی برای آن بشمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن می شوند. بنا به اصل فوق پوشش یک جنگل با مقایسه نقاطی که عاری از درخت می باشند، باعث پایین آوردن ماکزیمم حرارت و بالا بردن مینیمم آن می گردد و چون در دو جهت مخالف صورت می گیرد، در معدل کلی حرارت تغییری حاصل نمی شود، بلکه آب و هوای محیط را متعادل می سازد.از این گذشته تبخیر ناچیز و بالا بودن رطوبت نسبی هوا در جنگل نیز به این امر کمک می کند * نقش جنگل ها و مراتع در جلوگیری از بهمن پوشش گیاهی از نوع بوته های بالشتکی سطوح ناهمواری را ایجاد کرده و خطر سقوط بهمن را کاهش می دهد. لذا در نقاطی که حتی برای ورزش اسکی استفاده می شود، بهتر است هم محل اسکی و هم ارتفاعات مشرف به آن را با گونه های مرتعی نوع بوته ای و بالشتکی تقویت کرد. برای جلوگیری از وقوع بهمن علاوه بر اقدامات مکانیکی(مانند پایه های چوبی، نرده های فلزی و دیواره های سنگی) عملیات بیولوژیکی از قبیل جنگل کاری در صدر برنامه های مبارزه با اینگونه خطرات است. در نقاط بهمن خیز برای جلوگیری از خطرات ناشی از آن در محل های آغاز حرکت توده های برفی اقدام به جنگل کاری می شود. معمولاًجنگل کاری دروی خطوط تراز و با ایجاد بانکت صورت می گیرد(البته به روش های دیگر هم اقدام به جنگل کاری می شود). انتخاب نوع گونه برای این کار حائز اهمیت است و کاشت ردیفی گونه های جنگلی سوزنی برگ و پهن برگان مقاوم می تواند مانع اینگونه خسارت ها شوند. برای این کار درختان بصورت شبکه ای طراحی شده و مورد استفاده قرار می گیرند.
* اثر جنگل ها و مراتع در تلطیف هوا جنگل ها و مراتع و به طور کلی گیاهان سبز در نتیجه عمل کربن گیری مرتب گازکربنیک هوا را که در اثر تنفس حیوانات و انسان و فعل و انفعالات شیمیایی و آلودگی های محیطی وارد هوا می شوند، جذب نموده و گاز اکسیژن را که یک ماده حیاتی برای موجودات زنده به شمار می رود، پس می دهند. بررسی های انجام شده نشان داده است، هنگام کربن گیری درختان، از 264گرم انیدرید کربنیک هوا مقدار 192 گرم اکسیژن آزاد می شود. از این نظر هر هکتار جنگل قادراست، سالانه 2.5 تن اکسیژن(اکسیژن لازم برای 10 نفر در سال) آزاد کند. با این حساب فقط جنگل های شمال کشور می تواند اکسیژن لازم برای 19 میلیون نفر را در طول یک سال تامین کند. در مجموع حدود 60 درصد از اکسیژن مصرفی جهان بوسیله فضای سبز تامین می شود. از این رو تلطیف هوا و تامین اکسیژن مورد نیاز جانداران از فواید مهم جنگل و فضای سبز می باشد. * نقش اقتصادی جنگل جنگل ها و درختزاران از نظر استفاده اقتصادی به دو دسته تقسیم میشوند: الف)- جنگل های اقتصادی یا تجاری که مدیریت بر آنها به قصد برداشت چوب و کسب درآمد است. بخش عمده ای از جنگل های منطقه شمال در استان های مازندران و گیلان از این نوع جنگل ها هستند. ب)- درخت زارهای طبیعی و بومی که برداشت تجاری چوب در آنها صورت نمی گیرد. بلکه استفاده های چند جانبه دیگر مانند حفظ آب و خاک و محیط زیست مورد نظر است. از این نمونه می توان جنگل های منطقه زاگرس و پارک های جنگلی مانند پارک ملی گلستان را مثال زد(خلیلیان، صادق، 1378 ،99 ).
تاثیر عوامل طبیعی در نابودی جنگلها
* تاثیر باد بادی که میوزد مخرب نیست، ولی همین که سرعت باد از حد متعارف بگذرد، قدرت تخریب پیدا میکند. بادهای گرم و سوزان بخصوص در نواحی گرمسیری و حاره بسیار مضر میباشد و موجب تبخیر و تعریق زیاده از حد برگها و حتی خود درختان میشوند و گاهی ممکن است برگها را سوزانیده و درختان را بخشکاند. خسارت بادهای شدید به نسبت نیروی باد و طرز عمل آن و طبیعت نبات جنگلی متفاوت میباشد. بادهای تند سبب شکسته شدن و ریشه کن شدن و حرکت دادن ریشههای درختان میشوند.تخریب بادهای سخت و تند، آسیب جدی به جنگلها و مزارع وارد میکند که انسان نابخردانه به یاری عوامل تخریب طبیعی برخیزد و چنین روش ناهنجار در راستای تاریخ بخصوص چند صد سال اخیر بویژه در دوران معاصر در پیرامون کویرهای ایران و استانهای خوزستان ، فارس ، کرمان ، یزد و ... صورت گرفته است. قطع درختچههای کویری برای تهیه سوخت و زغال در طی صدها سال موجب گسترش کویر و پیشروی آن به سوی شهرها شده و بسیاری از مزارع سرسبز خرم و روستاهای آباد که روزگاری تپش زندگی در فضای آنها موج میزد به کام کویر فرو رفته است.
* تاثیر گرمای شدید حرارت زیاد در سالهای خشکسالی، عناصر نوزاد جنگلها را دستخوش آسیب های جدی میکند. گاهی آنها را میسوزاند و از بین میبرد و زادآوری آنها را مشکل میکند.
*تاثیر یخبندانها یخبندانهای زودرس پاییزه و همچنین یخبندانهای دیررس بهاره به طرق گوناگون آسیب های جدی به درختان جنگلی وارد مینماید.
*تاثیر خشکیها خشکی که در اثر عوامل جوی (نقصان بارندگی) پدید میآید، سبب میشود که حرارت شدید تابش آفتاب بر تبخیر رطوبت خاک بیفزاید و میزان ذخیره آن را در خاک تقلیل دهد. این خطر بیشتر در نواحی که بارندگی سالیانه آن کم است خودنمایی میکند.
* بارانهای شدید باران اگر به فواصل نامنظم و به صورت رگبار تند و شدید ببارد، سبب دریدگی برگها میشود، بخصوص اگر توام با وزش باد تند باشد، خطر تخریب بیشتر خواهد بود نورالله نظری قهفرخی
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 10:17 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
غم انگیزترین حادثه ی عمر انسان این است که یک روز در انتهای مسیر پرفراز و نشیب و سختی که تمام عمر به سمت " موفقیت" پیموده، بایستد و احساس کند:" گذشته بهتر از امروز بود." و به خودش بگوید: " اشتباه کردم! " ابعاد عظیم تر این پوچی درونی آنجاست که بعد از صدها سال پیمودن مسیر " توسعه" بالاخره بایستد، به زمین نگاه کند و به این نتیجه برسد: " اشتباه کردیم!" و احساس کند از آهن ها، خانه ها، صداها و دودهایی که احاطه اش کرده اند خسته شده و دلتنگ همه ی آن چیزهاییست که در راه این شیوه توسعه قربانی کرده است؛ دلتنگ آهوها، انجیلی ها، قزل آلاها، کرکس های مصری و اوریال های باشکوه. بعد یک روز در انتهای مسیر بی نهایت یک ترافیک پردود شهری ناگهان احساس کند که دلش می خواهد برگردد به تنهایی و سکوت غاری در دل یک کوه و برای دلخوشی زن زیبای نیمه عریان و کودک نه چندان پاکیزه ی آفتاب سوخته اش، روی دیوار غار تصویر ماموت ها را نقاشی کند.
از میان 13.6 میلیون گونه ی ساکن زمین،انسان تنها موجودی است که در آلودگی و مصیبت و رنج حاصل از فعالیت خودش دست و پا می زند. او مصرانه طبیعت را تغییر می دهد تا بهتر زندگی کند و برای رسیدن به خواسته هایش سرخوشانه همه ی قوانین طبیعت ر ا زیر پا می گذارد؛ قوانینی که همه ی زیستمندان این کره ی خاکی متواضعانه در برابر آن سرفرود آورده اند. اما در بن مایه های اخلاقی همین فرزند ناخلف اصلی است که به او یادآوری می کند: " همه زیستمندان زمین، صرف نظر از سود و زیان شان برای انسان، حق حیات دارند. " این دیدگاه بوم شناختانه همان عنصر حیاتی است که کمک می کند انسان از مقام سروری بر کائنات و ادعای مالکیت بر همه چیز فرود بیاید و عمیقا درک کند عالی ترین رسالتش غلبه بر زمین نیست بلکه زیستن در کنار همه ی موجودات است، هم چون همه آنها با تکیه بر صلح و عشق. [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 16:55 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
سالهاي اخير ميزان جرم و جنايت در كشور عزيزمان ايران به ميزان قابل توجه اي افزايش يافته است؛ تمايل به خودكشي و قتل، اسيد پاشي و شوك هاي شديد عصبي موضوعاتي هستند كه مي توانيم در هياهوي كلان شهري همچون تهران و يا حتي شهرهاي كوچك آنها را به راحتي پيدا كرده و براي هر كدامشان مثال هاي فراواني را ذكر كنيم؛ امروزه مشكلات روحي و رواني چنان گسترده شده اند كه حتي با بروز كوچكترين مشكلي مي توانيم خشونتي عميق و خطرناك را در مقابل ديدگانمان احساس كنيم!
اگر امروز حساسيت هاي عصبي و خستگي هاي روحي و جسمي ، آرامش و صبر و تحمل را از ما ربوده اند بايد اندكي به سيطره فضاي ماشيني كه در شهرهايمان رخنه كرده است مظنون شويم؛ يكي از دلايل وقوع چنين حوادث ناگواري افزايش افسار گسيخته « آلودگي هاي صوتي » است؛ آلودگي صوتي و يا همان صداي مزاحم معضلي است كه با صنعتي شدن شهرها و افزايش بي رويه جمعيت ناخودآگاه به سراغ كلان شهرها و حتي شهرهاي كوچك رفته و سبب بروز مشكلات ريز و درشتي شده است كه اگر براي حل آنها راهكارهاي مناسبي در دستور كار متوليان امر قرار نگيرد، بدون شك ابعاد فاجعه آميزي به خود خواهند گرفت كه آسيبهاي روحي و رواني يكي از مهمترين آنهاست. اين در حالي است كه در محيط هاي كوهستاني مشكل « آلودگي صوتي » مي تواند نتايج منفي بسياري را براي سلامت روحي و رواني مردم منطقه به همراه داشته باشد. موضوع آلودگي صوتي معضلي است كه در سال هاي اخير به دليل كم توجه اي به آن سبب به وجود آمدن زواياي پنهاني شده است كه هر روز بر عمق آن افزوده مي شود. آلودگي صوتي به خاطر تاثيرات منفي كه بر روي سلامت جامعه بر جاي مي گذارد يكي از با اهميت ترين مواردي است كه متاسفانه مورد سهل انگاري مسئولين محيط زيست كشور قرار گرفته و به ديگر سخن، اگر نگاهي به اطراف خويش بياندازيم با فركانس هاي مزاحمي روبرو مي شويم كه خارج از استاندارهاي لازم و به صورت چراغ خاموش بر روي سلامت روح و روان همگي ما تاثيرات منفي مستقيم و غير مستقيمي را تحميل كرده است. آلودگي صوتي مشكلي است كه به عقيده بسياري از كارشناسان حوزه محيط زيست حتي از آلودگي هوا نيز خطرناكتر بوده و مي تواند در دراز مدت سبب بروز مشكلات حاد اجتماعي شود. ساده ترين و محسوس ترين عوارضي كه سر و صدا براي انسان به وجود مي آورد از دست دادن قدرت شنوايي است؛ بر اساس تحقيقات به عمل آمده اگر شدت صوتي با فركانس هزار سيكل در ثانيه را در نظر بگيريم برابر با يك « دسي بل » خواهد شد؛ در حقيقت « دسي بل » واحد اندازه گيري صوت به حساب آورده مي شود.
اين در حالي است كه اگر انساني تنها به مدت ده دقيقه مجبور به شنيدن صدايي با شدت صوتي 100 دسي بل شود بايد به مدت 20 دقيقه در محيطي كاملا آرام قرار بگيرد تا اثر منفي صوت وارده از بين برود. اين در حالي است كه حد مجاز انتشار آلودگي صوتي در اماكن عمومي در حدود 70 دسي بل، در مناطق كوهستاني در روز 60 و در شب 45 دسي بل است. از سوي ديگر استاندارد انتشار آلودگي صوتي در مجاورت آسايشگاهها و بيمارستانها بين 30 تا 45 دسي بل تعريف شده كه متاسفانه در اكثر اوقات هيچ كدام از اين استانداردها رعايت نمي شوند ! در اين بين پرسش قابل توجه اين است كه در شهري همچون خرم آباد كه هنوز هم بافت قديمي خود را حفظ كرده و امروز ميزبان جمعيتي نسبتا بالاست و وسايل نقليه فراواني در آن تردد مي كنند و هنوز هم مشاغلي همچون مكانيكي ها، نجاريها و ...در آن مستقر هستند، آيا استانداردهاي صوتي رعايت مي شوند؟ و آيا نظارت اصولي و كارشناساني بر روي آنها اعمال مي شود؟ با نگاهي كوتاه به وضعيت جغرافيايي و توپوگرافي شهر خرم آباد در خواهيم يافت كه دو عامل طبيعي و اجتماعي در بروز آلودگي صوتي مي توانند دخيل باشند؛ همانطور كه مي دانيد شهر خرم آباد به واسطه قرار گرفتن در دره هاي زاگرس بسياري از مناطق آن داراي شيبهاي نسبتا تندي است كه همين شرايط سبب بروز آلودگي هاي صوتي خواهد شد؛ خودروهايي را در نظر بگيريد كه براي بالا رفتن از شيب هاي تند مجبور به استفاده از دنده سنگين مي شوند و در مقابل خودروهايي كه سر پاييني را با سرعت بيشتري طي مي كنند، در هر دو حالت آلودگي صوتي به وجود خواهد آمد. در اين بين كمبود سرانه فضاي سبز شهري نيز مي تواند يكي از موثرترين عوامل عدم كنترل آلودگي هاي صوتي در شهرستان خرم آباد باشد. اين در حالي است كه از لحاظ اجتماعي نيز حضور گسترده وسايل نقليه موتوري و گره هاي كور ترافيكي كه در مركز استان لرستان وجود دارند يكي از اصلي ترين منابع توليد آلودگي صوتي در مركز اين استان محسوب مي شوند! آنچه كه در اين بين از اهميت ويژه اي برخوردار است برنامه ريزي صحيح و كاربردي براي كاهش و كنترل آلودگي صوتي موجود در شهر خرم آباد است؛ در همين راستا افزايش كاشت گونه هايي همچون كاج، اقاقيا و چنار مي تواند در كاهش آلودگي هاي صوتي موثر باشد. اين در حالي است كه تلاش براي بالا بردن سطح آگاهي هاي اجتماعي، رشد فرهنگي در مديريت ترافيك، كاهش وسايل نقليه به ويژه موتورسيكلت ها و تشويق مردم به استفاده از وسايلي همچون دوچرخه مي تواند سبب بازگشت آرامش به شهر و استاندارد شدن صداهاي منتشر شده گردد. اين موضوعي كه تنها با همكاري متوليان محيط زيست، شهرداري و رسانه ها ممكن خواهد شد. [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 16:45 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O
N.G.O تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي
( Non Govegmental Organization )
- اهداف و زمينه هاي فعاليت :
مشاركت مردم به عنوان بخش اصلي هر سياستي در توسعه محسوب مي شود. سازمانهاي غير دولتي يا تشكل هاي مردمي از يك گروه هم هدف تشكيل شده است كه به صورت داوطلبانه و بدون وابستگي به سازماني خاص با تشكيلات واساسنامه تعيين شده در جهت اهداف خاص كشور و معضلات آن فعاليت مي نمايد. هدف اصلي سازمانهاي غير دولتي نه تامين امكانات مالي براي توسعه ، بلكه بسيج مردم در قالب ساختارهاي متشكل و سازمان يافته از گروههاي داوطلب براي رسيدن به خوداتكائي و توسعه است . سازمانهاي غير دولتي ، خود زائيده يك تفكر « داوطلب گرا » هستندكه درقالب تشكلهاي منظم و سازمان يافته ،نمودپيدا كرده اند وبه نوبه خود با بسيج داوطلبان بيشتر ، توان اجتماعي براي خدمت به توسعه را تقويت مي كنند.
- N.G.O زيست محيطي ومنابع طبيعي چيست ؟
سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي، سازمانهايي هستند كه فعاليتهايشان را بر محور منابع طبيعي و محيط زيست (در جهت حفظ ، احياء ، توسعه پايدار) متمركز نموده اند و نقش بسيار اساسي درجلب مشاركت مردمي به منظور دستيابي به اهداف سازمان جنگلها و مراتع كشور دارند.
اهداف تاسيس تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O
از جمله اهداف اساسي تاسيس سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
- غير متمركز سازي فعاليتهاي مربوط به منابع طبيعي
- جلب حافظان مردمي منابع طبيعي در قالب تشكل ها
- توجة به ارزشهاي منبعث از جلب مشاركتهاي مردمي
- ايجاد فرهنگ حفظ منابع طبيعي در بين مردم و ترويج واشاعه آن
- ارتقاء سطح آگاهي مردم از طريق همكاري با اين سازمانها
- اطلاع رساني و آموزش اخلاق زيست و توجه به منابع طبيعي و توسعه پايدار
زمينه هاي فعاليت تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O
سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي با توجه به شناختي كه از سنت ها و باورهاي مردم در مناطق مختلف كشور دارند ميتوانند در زمينه هاي زيست محيطي ومنابع طبيعي بازويي توانمند جهت همكاري با سازمانهاي ذيربط باشند.
فعاليتهاي اين گونه سازمانها را با توجه به خودجوش بودن و نيازهاي متفاوت در تشكيل وتاسيس آنان ميتوان به محورهاي زير تفكيك كرد:
1-آموزش و اطلاع رساني : ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ زيست محيطي و منابع طبيعي در بين اقشار مختلف جامعه
2-تحقيقات :انجام تحقيقات در زمينه از بين رفتن جنگلها ومراتع كشور وچگونگي حفظ ، احياء توسعه و بهره برداري بهينه آن ، توسعه فضاي سبز و غيره .
3- اقدامات ايجابي : اين سازمانها ميتوانند با اعلام بسيج عمومي از امكانات مردمي در امر توليد نهال ، نهال كاري ، پاكسازي مسير رودخانه ها ، پاكسازي كوهستان و غيره بهره مند گردند .
N.G.O هاي زيست محيطي ومنابع طبيعي فعال در سطح كشور:
درحال حاضر حدود 50 سازمان غيردولتي زيست محيطي ومنابع طبيعي در كشور تاسيس شده است.
اين سازمانها درجهت اشاعه و تنفيذ فرهنگ منابع طبيعي و زيست محيطي و تبديل آن به معارف عمومي و همچنين جلب مشاركت مردمي به منظور حفظ ، احياء ، توسعه بهينه عرصه هاي منابع طبيعي فعاليت می كنند. سازمان جنگلها ومراتع كشور با اكثر اين N. .G.O ها خصوصا آنهايي كه فعاليتهايشان رابر روي عرصه هاي منابع طبيعي متمركز نموده اند در ارتباط بوده وبه آنها خدمات مشاوره اي لازم را ارائه مي دهد. [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 13:50 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
این تصاویر را نگاه کنید، اینجا خیابان ریحانی در شمال تهران در ظهر عاشورا – 15 آذر 1390 - است؛ جایی که یک آپارتمان 100 متری را نمیتوان کمتر از 300 میلیون تومان یافت! با این وجود، نحوهی ذبح این گاو نگونبخت را تماشا کنید! گاوی که در عاشورای 1390 اینگونه به مسلخ فرستاده میشود تا عزاداران سومین امام شیعیان با انرژی و شور بیشتری در سوگش بر سر و سینه بزنند ...
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 9:22 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 9:18 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 9:16 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
در عین ناباوری، حتا ناباوری در بین بسیاری از اهالی طبیعت دوست، بعد از ظهر امروز – 22 اسفند 1390 – حمیدرضا میرزاده، سردبیر سبزپرس به همراه یکی دیگر از دوستان همراهش راهی بندرعباس میشوند تا آخرین اقدامات اداری مرسوم را برای آزادی باقر زارع انجام دهند.
و البته یکی از مهمترین دلایل این تأخیر در پرواز به سوی بندرعباس، ترافیک شدید هوایی و موجود نبودن بلیط هواپیما بوده است! وگرنه این سفر میتوانست 48 ساعت زودتر هم رخ دهد.
حرفم این است: در شرایطی که اغلب ایرانیان، شاید یکی از دشوارترین روزگارهای اقتصادی خود را به دلیل بحرانهای مالی درون و برون وطنی تحمل میکنند؛ اما در پی یک فراخوان محدود اینترنتی، شاهد این بودیم که بیش از 10 میلیون تومان پول برای آزادی یک همیار محیطبان اهل روستایی که شاید خیلی از ما، حتا نامش را هم نشنیده بودیم (لاوردین) جمع شد؛ و غرورآمیزتر آن که برای این آزادی، هموطنانی ساکن هزاران کیلومتر آن سوی وطن از مرزهای شمالی کانادا گرفته تا جنوب شرقی آسیا مشارکت کردند.
و این همان درسی است که هم فعالان و دوستداران طبیعت وطن باید فراگیرند و هم آنهایی که عادت کردهاند تا سلحشوران طبیعت و دوستداران محیط زیست وطن را جدی نگیرند و بی مهابای فرداها، ملاحظات محیط زیستی را در پای مصلحتهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و ... ذبح کنند.
این که ما هنوز بینظیریم؛ هنوز غیرقابل پیشبینی هستیم و هنوز وقتی با هم هستیم، نمیهراسیم و از هیچ طبیعت ستیزی ترس به دل راه نمیدهیم.
میماند یک نکته!
این که در این ماجرا بودند افرادی هم که مطابق عادت دیرین، ساز مخالف کوک کرده و مانند شخصیت مشهور داستان گالیور، مدام و پی در پی یا نجواکنان و درگوشی زنهار میدادند: من میدونم ... آنها موفق نمیشوند و از این جور بدبینی پراکنیهای معمول ...
با این وجود، میخواستم از آنها هم تشکر کنم و بگویم که چقدر وجودشان مفید است!
زیرا به قول برنارد شاو: انسانهای خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را!
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 9:7 ] [ نوراله نظري قهفرخي ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||