متأسفانه در حال حاضر منابع طبیعی تجدید شونده موجود در نامطلوب‌ترین شرایط، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و تخریب منابع طبیعی اعم از جنگل‌ها  و مراتع و .. مشکلات عدیده‌ای برای اقتصاد کشور بوجود آورده است. در حال حاضر بیش  از 70 درصد اقتصاد کشور به نفت وابسته است و در صورت هرگونه تنش یا کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانیُ موجب بروز مشکلاتی در تمام مسایل مالی و اقتصادی، صنعت، کشاورزی و امثال آن شده و اثرات نامطلوبی به جای می‌گذارد از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری جایگزین آن نمود. در این مورد نقش بهره‌گیری بیشتر و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی تجدید شونده تعیین کننده است. منابع طبیعی تجدید شونده، به خصوص جنگل در تمام دنیا در معرض تخریب قرار گرفته است. واقعیت امر این است که ما امروز در مرحله‌ای از توسعه و نیز در موقعیت جغرافیایی حساسی قرار گرفته‌ایم که می‌بایستی مقوله توسعه پایدار و حفظ منابع طبیعی را به طور جدی مورد توجه قرار دهیم. تحقق این امر زمانی ممکن است که بتوانیم منابع طبیعی خود را حفظ کرده و آنها را به نحو مطلوب بهره‌برداری کنیم. مسلماً بدون حفاظت از منابع آب، خاک، جنگل، مرتع و بهره‌برداری بهینه از آنها نمی‌توان به توسعه پایدار و رشد مطمئن دست یافت.در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به علت مشکلات ساختاری اجتماعی روند تخریب با شدت ادامه دارد، در این میان عوامل متعددی در تخریب دخالت دارند، دلیل این تخریب هر چه باشد نتیجه آن نابودی جنگل، فرسایش خاک، بروز سیل، رانش زمین و نهایتاً کویری شدن را دنبال خواهد داشت که با تداوم آن شرایط اولیه زیست زندگی انسان فاجعه‌آمیز خواهد بود. منابع طبیعی هر جامعه ثروت ملی آن جامعه است که فقط به نسل حاضر تعلق نداشته، بلکه میراثی است که باید برای آیندگان بماند و اگر روند تخریب این منابع ادامه یابد هر سال شاهد پر شدن سریع مخازن و سدهای کشور، مهاجرت روستائیان به شهرها خواهیم بود. رشد فزآینده واگذاری عرصه های منابع طبیعی، ضعف دستگاه ها ی مسئول در زمینه اجرا و نظارت، نارسایی و یا فقدان قوانین مناسب و ناکارآمدی اقدامات جهت پیشگیری و برخورد اصولی با متجاوزان و به طور کلی تخریب و تصرف اراضی منابع طبیعی، همه و همه دست به دست هم داده تا امروز شاهد نابودی منابع طبیعی کشور باشیم. منابع طبيعي كشور طي قرنها، بستر زيست، توليد و معاش و حضور اقوام كوچنده اين سرزمين بوده و به رغم خشكي طبيعي به مدد وجود پستي و بلندي و تنوع اقليم، امكان استفاده هاي متنوع و متناسب را براي بهره برداران فراهم كرده است. طي اين دوره بهره برداري تا زماني كه استفاده از سرزمين در حد توان اكولوژيك آن بوده، هيچ شكلي از انهدام و تخريب منابع طبيعي مشهود نبوده، اما طي قرن حاضر و بخصوص چند دهه اخير با افزايش جمعيت و افزايش سطح زندگي، استفاده بي رويه و البته خارج از توان اكوسيستم ها توسعه يافته و تخريب منابع طبيعي در نظر بهره برداران، متوليان و پژوهندگان نمود پيدا كرده است. امروز به هر طرف که چشم می اندازیم از زمین و هوا گرفته تا رودخانه، جنگل و دریا همه چیز در حال نابودی است. منابعی که برای مردمان امروز فقط یک امانت گرانبها است اما دیگر چیزی از آن برای نسل آینده باقی نمانده است. آنچه مسلم است، نابودی منابع طبیعی را باید در نبود مدیریت زیست محیطی، اقتصادی و انسانی و همچنین نبود بستر فرهنگی مناسب جستجو کنیم.حفظ و حراست بدون تردید یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابودی و تخریب منابع طبیعی است، امری که تا کنون از سوی دستگاه های مسئول و به خصوص سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست کم تر مورد توجه قرار گرفته است. در این صورت حفاظت از منابع طبیعی باید به صورت وظیفه ای ملی وسیعی تلقی شود و همه مردم اعم از مسئول و غیر مسئول به سازمان های زیربط کمک کنند در غیر این صورت مناطق گوناگون کشور کماکان صحنه تاخت و تاز این جریان فاسد خواهد بود و به تدریج شاهد بروز کانون های بحران در حوزه تضییع اراضی ملی خواهیم بود.

به امید روزی که تمام مردم برای حفظ و حراست و همچنین گسترش این منابع ارزشمند کوشا باشند.