یک قدم به سمت توسعه پایدار

غم انگیزترین حادثه ی عمر انسان این است که یک روز در انتهای مسیر  پرفراز و نشیب و سختی که تمام عمر به سمت " موفقیت" پیموده، بایستد و احساس کند:" گذشته بهتر از امروز بود." و به خودش بگوید: " اشتباه کردم! " ابعاد عظیم تر این پوچی درونی آنجاست که بعد از صدها سال پیمودن مسیر " توسعه" بالاخره بایستد، به زمین نگاه کند و  به این نتیجه برسد: "  اشتباه کردیم!" و احساس کند از آهن ها، خانه ها، صداها و دودهایی که احاطه اش کرده اند خسته شده و دلتنگ همه ی آن چیزهاییست که در راه این شیوه توسعه قربانی کرده است؛ دلتنگ آهوها، انجیلی ها، قزل آلاها، کرکس های مصری و اوریال های باشکوه. بعد یک روز در انتهای مسیر بی نهایت یک ترافیک پردود شهری ناگهان احساس کند که دلش می خواهد برگردد به تنهایی و سکوت غاری در دل یک کوه و برای دلخوشی زن زیبای نیمه عریان و کودک نه چندان پاکیزه ی آفتاب سوخته اش، روی دیوار غار تصویر ماموت ها را نقاشی کند.

از میان 13.6 میلیون گونه ی ساکن زمین،انسان تنها موجودی است که در آلودگی و مصیبت و رنج حاصل از فعالیت خودش دست و پا می زند. او مصرانه طبیعت را تغییر می دهد تا بهتر زندگی کند و برای رسیدن به خواسته هایش سرخوشانه همه ی قوانین طبیعت ر ا زیر پا می گذارد؛ قوانینی که همه ی زیستمندان این کره ی خاکی متواضعانه در برابر آن سرفرود آورده اند.

اما در بن مایه های اخلاقی همین فرزند ناخلف اصلی است که به او یادآوری می کند:  " همه زیستمندان زمین، صرف نظر از سود و زیان شان برای انسان، حق حیات دارند. "

این دیدگاه بوم شناختانه همان عنصر حیاتی است که کمک می کند انسان از مقام سروری بر کائنات و ادعای مالکیت بر همه چیز فرود بیاید و عمیقا درک کند عالی ترین رسالتش غلبه بر زمین نیست بلکه زیستن در کنار همه ی موجودات است، هم چون همه آنها با تکیه بر صلح و عشق.

آلودگی صوتی را جدی بگیریم!!

 سالهاي اخير ميزان جرم و جنايت در كشور عزيزمان ايران به ميزان قابل توجه اي افزايش يافته است؛ تمايل به خودكشي و قتل، اسيد پاشي و شوك هاي شديد عصبي موضوعاتي هستند كه مي توانيم در هياهوي كلان شهري همچون تهران و يا حتي شهرهاي كوچك آنها را به راحتي پيدا كرده و براي هر كدامشان مثال هاي فراواني را ذكر كنيم؛ امروزه مشكلات روحي و رواني چنان گسترده شده اند كه حتي با بروز كوچكترين مشكلي مي توانيم خشونتي عميق و خطرناك را در مقابل ديدگانمان احساس كنيم!

اگر امروز حساسيت هاي عصبي و خستگي هاي روحي و جسمي ، آرامش و صبر و تحمل را از ما ربوده اند بايد اندكي به سيطره فضاي ماشيني كه در شهرهايمان رخنه كرده است مظنون شويم؛ يكي از دلايل وقوع چنين حوادث ناگواري افزايش افسار گسيخته « آلودگي هاي صوتي » است؛ آلودگي صوتي و يا همان صداي مزاحم معضلي است كه با صنعتي شدن شهرها و افزايش بي رويه جمعيت ناخودآگاه به سراغ كلان شهرها و حتي شهرهاي كوچك رفته و سبب بروز مشكلات ريز و درشتي شده است كه اگر براي حل آنها راهكارهاي مناسبي در دستور كار متوليان امر قرار نگيرد، بدون شك ابعاد فاجعه آميزي به خود خواهند گرفت كه آسيبهاي روحي و رواني يكي از مهمترين آنهاست.

اين در حالي است كه در محيط هاي كوهستاني مشكل « آلودگي صوتي » مي تواند نتايج منفي بسياري را براي سلامت روحي و رواني مردم منطقه به همراه داشته باشد. موضوع آلودگي صوتي معضلي است كه در سال هاي اخير به دليل كم توجه اي به آن سبب به وجود آمدن زواياي پنهاني شده است كه هر روز بر عمق آن افزوده مي شود. آلودگي صوتي به خاطر تاثيرات منفي كه بر روي سلامت جامعه بر جاي مي گذارد يكي از با اهميت ترين مواردي است كه متاسفانه مورد سهل انگاري مسئولين محيط زيست كشور قرار گرفته و به ديگر سخن، اگر نگاهي به اطراف خويش بياندازيم با فركانس هاي مزاحمي روبرو مي شويم كه خارج از استاندارهاي لازم و به صورت چراغ خاموش بر روي سلامت روح و روان همگي ما تاثيرات منفي مستقيم و غير مستقيمي را تحميل كرده است.

آلودگي صوتي مشكلي است كه به عقيده بسياري از كارشناسان حوزه محيط زيست حتي از آلودگي هوا نيز خطرناكتر بوده و مي تواند در دراز مدت سبب بروز مشكلات حاد اجتماعي شود. ساده ترين و محسوس ترين عوارضي كه سر و صدا براي انسان به وجود مي آورد از دست دادن قدرت شنوايي است؛ بر اساس تحقيقات به عمل آمده اگر شدت صوتي با فركانس هزار سيكل در ثانيه را در نظر بگيريم برابر با يك « دسي بل » خواهد شد؛ در حقيقت « دسي بل » واحد اندازه گيري صوت به حساب آورده مي شود.

 

اين در حالي است كه اگر انساني تنها به مدت ده دقيقه مجبور به شنيدن صدايي با شدت صوتي 100 دسي بل شود بايد به مدت 20 دقيقه در محيطي كاملا آرام قرار بگيرد تا اثر منفي صوت وارده از بين برود. اين در حالي است كه حد مجاز انتشار آلودگي صوتي در اماكن عمومي در حدود 70 دسي بل، در مناطق كوهستاني در روز 60 و در شب 45 دسي بل است. از سوي ديگر استاندارد انتشار آلودگي صوتي در مجاورت آسايشگاهها و بيمارستانها بين 30 تا 45 دسي بل تعريف شده كه متاسفانه در اكثر اوقات هيچ كدام از اين استانداردها رعايت نمي شوند !

در اين بين پرسش قابل توجه اين است كه در شهري همچون خرم آباد كه هنوز هم بافت قديمي خود را حفظ كرده و امروز ميزبان جمعيتي نسبتا بالاست و وسايل نقليه فراواني در آن تردد مي كنند و هنوز هم مشاغلي همچون مكانيكي ها، نجاريها و ...در آن مستقر هستند، آيا استانداردهاي صوتي رعايت مي شوند؟ و آيا نظارت اصولي و كارشناساني بر روي آنها اعمال مي شود؟

با نگاهي كوتاه به وضعيت جغرافيايي و توپوگرافي شهر خرم آباد در خواهيم يافت كه دو عامل طبيعي و اجتماعي در بروز آلودگي صوتي مي توانند دخيل باشند؛ همانطور كه مي دانيد شهر خرم آباد به واسطه قرار گرفتن در دره هاي زاگرس بسياري از مناطق آن داراي شيبهاي نسبتا تندي است كه همين شرايط سبب بروز آلودگي هاي صوتي خواهد شد؛ خودروهايي را در نظر بگيريد كه براي بالا رفتن از شيب هاي تند مجبور به استفاده از دنده سنگين مي شوند و در مقابل خودروهايي كه سر پاييني را با سرعت بيشتري طي مي كنند، در هر دو حالت آلودگي صوتي به وجود خواهد آمد.

در اين بين كمبود سرانه فضاي سبز شهري نيز مي تواند يكي از موثرترين عوامل عدم كنترل آلودگي هاي صوتي در شهرستان خرم آباد باشد. اين در حالي است كه از لحاظ اجتماعي نيز حضور گسترده وسايل نقليه موتوري و گره هاي كور ترافيكي كه در مركز استان لرستان وجود دارند يكي از اصلي ترين منابع توليد آلودگي صوتي در مركز اين استان محسوب مي شوند! آنچه كه در اين بين از اهميت ويژه اي برخوردار است برنامه ريزي صحيح و كاربردي براي كاهش و كنترل آلودگي صوتي موجود در شهر خرم آباد است؛ در همين راستا افزايش كاشت گونه هايي همچون كاج، اقاقيا و چنار مي تواند در كاهش آلودگي هاي صوتي موثر باشد.

 اين در حالي است كه تلاش براي بالا بردن سطح آگاهي هاي اجتماعي، رشد فرهنگي در مديريت ترافيك، كاهش وسايل نقليه به ويژه موتورسيكلت ها و تشويق مردم به استفاده از وسايلي همچون دوچرخه مي تواند سبب بازگشت آرامش به شهر و استاندارد شدن صداهاي منتشر شده گردد. اين موضوعي كه تنها با همكاري متوليان محيط زيست، شهرداري و رسانه ها ممكن خواهد شد.

تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O

تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O

 N.G.O تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي 
( Non  Govegmental Organization )
- اهداف و زمينه هاي فعاليت :
مشاركت مردم به عنوان بخش اصلي هر سياستي در توسعه محسوب مي شود. سازمانهاي غير دولتي يا تشكل هاي مردمي از يك گروه هم هدف تشكيل شده است كه به صورت داوطلبانه و بدون وابستگي به سازماني خاص با تشكيلات واساسنامه تعيين شده در جهت اهداف خاص كشور و معضلات آن فعاليت مي نمايد. هدف اصلي سازمانهاي غير دولتي نه تامين امكانات مالي براي توسعه ، بلكه بسيج مردم در قالب ساختارهاي متشكل و سازمان يافته از گروههاي داوطلب براي رسيدن به خوداتكائي و توسعه است . سازمانهاي غير دولتي ، خود زائيده يك تفكر « داوطلب گرا » هستندكه درقالب تشكلهاي منظم و سازمان يافته ،نمودپيدا كرده اند وبه نوبه خود با بسيج داوطلبان بيشتر ، توان اجتماعي براي خدمت به توسعه را تقويت مي كنند.
 - N.G.O   زيست محيطي ومنابع طبيعي چيست ؟
سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي، سازمانهايي هستند كه فعاليتهايشان را بر محور منابع طبيعي و محيط زيست (در جهت حفظ ، احياء ، توسعه پايدار) متمركز نموده اند و نقش بسيار اساسي درجلب مشاركت مردمي به منظور دستيابي به اهداف سازمان جنگلها و مراتع كشور دارند.
 اهداف تاسيس تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O
از جمله اهداف اساسي تاسيس سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
-         غير متمركز سازي فعاليتهاي مربوط به منابع طبيعي
-          جلب حافظان مردمي منابع طبيعي در قالب تشكل ها
-         توجة به ارزشهاي منبعث از جلب مشاركتهاي مردمي
-         ايجاد فرهنگ حفظ منابع طبيعي در بين مردم  و ترويج واشاعه آن
-         ارتقاء سطح آگاهي مردم از طريق همكاري با اين سازمانها
-         اطلاع رساني و آموزش اخلاق زيست و توجه به منابع طبيعي و توسعه پايدار
 
 زمينه هاي فعاليت  تشكل هاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي N.G.O
سازمانهاي غير دولتي زيست محيطي و منابع طبيعي با توجه به شناختي  كه از سنت ها و باورهاي مردم در مناطق مختلف كشور دارند ميتوانند در زمينه هاي زيست محيطي ومنابع طبيعي بازويي توانمند جهت همكاري با سازمانهاي ذيربط باشند.
فعاليتهاي اين گونه سازمانها را با توجه به خودجوش بودن و نيازهاي متفاوت در تشكيل وتاسيس آنان ميتوان به محورهاي زير تفكيك كرد:
1-آموزش و اطلاع رساني : ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ زيست محيطي و منابع طبيعي در بين اقشار مختلف جامعه
2-تحقيقات :انجام تحقيقات در زمينه از بين رفتن جنگلها ومراتع كشور وچگونگي حفظ ، احياء توسعه و بهره برداري بهينه آن ، توسعه فضاي سبز و غيره .
3- اقدامات ايجابي : اين سازمانها ميتوانند با اعلام بسيج عمومي از امكانات مردمي در امر توليد نهال ، نهال كاري ، پاكسازي مسير رودخانه ها ، پاكسازي كوهستان و غيره بهره مند گردند .
 N.G.O  هاي زيست محيطي ومنابع طبيعي فعال در سطح كشور:
درحال حاضر حدود 50 سازمان غيردولتي زيست محيطي ومنابع طبيعي در كشور تاسيس شده است.
اين سازمانها درجهت اشاعه و تنفيذ فرهنگ منابع طبيعي و زيست محيطي و تبديل آن به معارف عمومي و همچنين جلب مشاركت مردمي به منظور حفظ ، احياء ، توسعه بهينه عرصه هاي منابع طبيعي فعاليت می كنند. سازمان جنگلها ومراتع كشور با اكثر اين N. .G.O  ها خصوصا آنهايي كه فعاليتهايشان رابر روي عرصه هاي منابع طبيعي متمركز نموده اند در ارتباط بوده وبه آنها خدمات مشاوره اي لازم را ارائه مي دهد.

اگر حسين (ع) عاشوراي 90 را ميديد؟

1

این تصاویر را نگاه کنید، اینجا خیابان ریحانی در شمال تهران در ظهر عاشورا – 15 آذر 1390 - است؛ جایی که یک آپارتمان 100 متری را نمی‌توان کمتر از 300 میلیون تومان یافت! با این وجود، نحوه‌ی ذبح این گاو نگون‌بخت را تماشا کنید! گاوی که در عاشورای 1390 اینگونه به مسلخ فرستاده می‌شود تا عزاداران سومین امام شیعیان با انرژی و شور بیشتری در سوگش بر سر و سینه بزنند ...

2


امّا براستی اگر امام حسین (ع) زنده بود، به این همشهری‌های ما که اینگونه امعاء و احشا حیوان را مستقیماً در جوی خیابان سرازیر می‌کردند تا مردم پایین دست از آن مستفیض گردند، چه می‌گفتند؟!

دارند باقیمانده لاشه گاو را به درون جوی خیابان می ریزند!


به پلیسی که در منطقه حضور داشت، گفتم: چرا تذکر نمی‌دهید؟ گفت: همین یک روزه آقا!!

رنگ آب را در جوی خیابان دقت کنید! 


    اما واقعاً نهادهایی نظیر شهرداری تهران و صدا و سیما تا چه اندازه به این حوزه وارد شده و جرأت کرده‌اند تا شجاعانه این لکنت‌ها را از این آیین حسینی بزدایند؟!


چرا ابعاد آلودگي هوا هر روز فاجعه بارتر مي شود؟

چرا ابعاد آلودگي هوا هر روز فاجعه بارتر مي شود؟ 

«شهر تهران داراي آب و هواي متغير و ناسالمي است. فراواني ماشين هاي گوناگون متحرک و ثابت که با صرف نفت و بنزين خود اکسيژن هوا را گرفته و به گاز کربنيک تبديل مي نمايد بر مسئله بدي آب و هوا افزوده است.»  جملات بالا متعلق به يادداشتي در روزنامه اطلاعات است که بيش از 54 سال پيش، يعني در 28 آبان 1336 نگاشته شده است; نگراني اي که 9 سال پس از آن منجر به برپايي نخستين سمينار بررسي آلودگي هواي تهران در 15 آذر 1345شد. منتها از آن سال تاکنون، ظاهرا هنوز دارند بررسي مي کنند که چگونه مي شود غول آلودگي هوا را دوباره به چراغ جادو بازگرداند! نه؟ راستي! به نظر شما چرا نيم قرن، زمان مناسبي براي ريشه کني بحراني به نام آلودگي هوا در تهران نيست؟ و نه تنها اين زمان کافي نيست، بلکه اينک غول آلودگي گام هاي خود را تا اراک، اصفهان، اهواز، تبريز، مشهد و شيراز هم گسترانده است! ماجرا را هم ديگر مانند سال گذشته نمي توان صرفا به کمبود ريزش هاي آسماني ربط داد! مي توان؟ اين روزها، تهراني ها در حالي آخرين برگ هاي فصل پاييز را ورق مي زنند که دست کم، نيم قرن بود چنين دوره پرباراني را در نخستين فصل از سال آبي به ياد نداشتند. کافي است بدانيم بدون توجه به بارندگي آذرماه، ميزان ريزش هاي آسماني در استان تهران در طول دو ماه نخست سال آبي 91-1390 بيش از 383 درصد رشد داشته است; وضعيتي که سبب شد پايگاه مديريت خشکسالي، استان تهران را پرباران ترين استان کشور بنامد. با اين وجود و به رغم بهره مندي از چنين سال استثنايي و خيسي، اکنون بيش از يک هفته است که غلظت آلاينده هاي موجود در هواي تهران از مرز ناسالم هم گذشته و به آستانه اي بس خطرناک و نگران کننده رسيده; آستانه اي که کابوس روزهاي آلوده آذرماه سال 1389 در تهران را دوباره زنده کرده است. روزهايي که مي خواستند با استفاده از هواپيماهاي سمپاش، از ميزان آلودگي هوايش بکاهند و اينک بيش از هر زمان ديگري، آن طرح به يک لطيفه مي ماند!  اما چرا آن کابوس دوباره زنده شده است؟ آيا وضعيت وخامت بار کنوني يکبار ديگر تاييد نمي کند که هيچ عزم جدي براي مهار آلودگي هوا در پايتخت ايران و ديگر کلان شهرهاي کشور وجود ندارد؟ وقتي که مردم تهران سالانه 200 ميليارد دقيقه از عمرشان را مجبورند در ترافيک پايتخت به هدر دهند; وقتي همچنان دو خودروساز اصلي کشور در برابر ارتقاي استاندارد ساخت خودرو از يورو 2 به يورو 3 مقاومت مي کنند; در حالي که اينک يورو 5 استاندارد روز اروپا به شمار مي رود; و وقتي که درصد بنزن موجود در بنزين مورد استفاده به 5 برابر حد مجاز مي رسد; آشکار است که بايد با چنين بحراني روبرو شويم; بحراني که سبب شده از ابتداي سال 90 تا امروز، فقط تهراني ها از دو روز هواي پاک بهره مند باشند.
بنابراين، آيا در چنين شرايطي، شگفت آور است که بشنويم: دست کم سالانه 4 هزار نفر از تهراني ها بر اثر آلودگي هوا جان مي بازند؟ و افزون بر آن، آيا شگفت آور است که خسارت مادي آلودگي هوا در تهران به هشت ميليارد دلار در سال برسد؟ چگونه است که اختلاس سه ميليارد دلاري مي تواند چنان موجي در جامعه ايجاد کند که خواب بسياري از خفتگان خفته را آشفته سازد، اما اين هدررفت 8 ميليارد دلاري را کسي جدي نمي گيرد؟ آيا اين که سوخت مورد استفاده در خودروها يا تکنولوژي ساخت خودروها با استانداردهاي جهاني فاصله بسيار دارد، مقصرش مردم هستند يا دولت؟ آيا اين که ميزان فضاي سبز محدوده 700 کيلومتر مربعي تهران از حدود 70 درصد در دهه 1330 به 15 درصد در امروز کاهش يافته است، مقصرش مردم هستند يا مديريت حاکم بر پايتخت ايران؟ بياييم براي يکبار هم که شده اين شهامت را در خود تمرين کرده و صادقانه اعتراف کنيم که حل مشکل آلودگي هواي تهران و برخي کلان شهرهاي ديگر، نياز به برنامه ريزي بيش از 4 سال دارد و به همين دليل در اولويت کار هيچ دولت و شهرداري معمولا قرار نمي گيرد! مي گيرد؟ يادمان باشد هوا که از دست برود; هوا که بي کيفيت شود; زندگي بي کيفيت خواهد شد. زيرا بر بنياد آموزه شاخص سرزمين شاد مردمان شاد، مردمان خلاق و مردمان کارآفرين نمي توانند در چنين هوايي و چنين سرزميني بهترين کيفيت خود را بروز دهند و اين مي تواند بزرگترين هشدار براي کلان نگران حکومتي باشد که اگر همچنان منفعلانه در برابر اين معضل رويه کنوني را ادامه دهند، گام به گام ممکن است آنها را از دستيابي به پيش بيني هاشان در سند چشم انداز ايران 1404 بيشتر بازدارد

كيهان حرف حساب زده است؟! چرا همه بر او مي تازيم؟

روز دوشنبه (۲۲ آذر ۱۳۸۹) سعدالله زارعی – نویسنده یادداشت روز کیهان – در صفحه ۲ این روزنامه واقعیتی را نوشت که برخی از طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران را شگفت‌زده یا خشمگین کرد. او نوشت: «بخش وسیعی از جنگل‌های اطراف شهر بندری- صنعتی «حیفا» چندین هفته در آتش می‌سوخت. در این ماجرا  ۴۱ یهودی کشته شدند. در این آتش سوزی ۵۰ هزار مترمربع و ۵ میلیون درخت از بین رفتند. رژیم صهیونیستی با وجود آنکه مدعی است دارای چهارمین نیروی هوایی در جهان است، نتوانست کاری را از پیش ببرد تا اینکه پس از هفته‌ها ۱۲ کشور امکانات اطفاء حریق خود را به این منطقه صنعتی گسیل کردند و موفق به مهار آتش شدند. این ماجرا یک سؤال جدی را در ذهن یهودیان ساکن فلسطین اشغالی پدید آورد؛ آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگل‌ها نیست، می‌تواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند. هزینه این حادثه- بر اساس برآورد هاآرتص- تا سالها قابل جبران نیست … »
خُب بیاییم یکبار دیگر و فارغ از این که نویسنده این مقاله کیست و یا در چه روزنامه‌ای انتشار یافته است، محتوای سخن را بررسی کنیم. در این یادداشت، یک پرسش مطرح شده است که از قضا من هم با سعدالله زارعی موافقم که بسیار  “جدی” است. او می‌پرسد: آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگل‌ها نیست، می‌تواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند؟
به دیگر سخن، آقای زارعی دارد هشدار می‌دهد که ناتوانی یک دولت در حراست از رویشگاه‌های طبیعی‌شان، می‌تواند نشانه‌ای مستدل از ناتوانی مدیریتی بزرگ‌تر و مهم‌تری باشد.
این واقعیتی است که گمان نبرم هیچ یک از طرفداران محیط زیست با آن مشکل داشته باشند. حتا بر بنیاد محتوای غرورآمیز و مترقی اصل ۵۰ قانونی اساسی خودمان، چیزی که ضامن حیات اجتماعی رو به رشد مردم ایران را فراهم می‌آورد، همانا حفظ محیط زیست است و بنابراین، دولتی که توانایی پاسداری از مواهب طبیعی سرزمینش را نداشته باشد، درحقیقت حیات اجتماعی رو به رشد مردمش را مختل کرده است.
از این رو، به نوبه‌ی خود از روزنامه کیهان قدردانی می‌کنم که نشان داد توجه به ملاحظات محیط زیستی تا چه اندازه برایش مهم است؛ آنقدر که برایش مهم نیست که ممکن است این استدلال مانند یک تیغ دولبه، دولت متبوع و حامی خودش را هم به چالش بگیرد!
در حقیقت، وقتی سوختن ۵۰ هزار متر مربع یا ۵ هکتار از یک جنگل، می‌تواند نشان‌ دهنده‌ی عجز یک دولت در حفاظت از شهروندانش تلقی شود و صراحتاً تأکید گردد که هزینه این حادثه تا سال‌ها قابل جبران نخواهد بود؛ سوختن ۴۰ هزار هکتار از جنگل‌های ایران در طول سال جاری هم باید به عنوان یک نقطه ضعف پررنگ‌تر در کارنامه دولت دهم به شمار آید که انتظار می‌رود جبرانش هم قاعدتاً زمان به مراتب بیشتری را ‌بطلبد. واقعیتی که باید به دلیل جسارت و صداقت خبری، بیان آن را در روزنامه‌ای که همواره به عنوان حامی دولت از آن نام برده می‌شود، گامی به جلو دانست و بابت انتشارش به کیهانیان تبریک گفت. باشد که این نگاه منتقدانه و دلسوزانه‌ی محیط زیستی در مهم‌ترین ارگان جناح طرفدار دولت استمرار و دوام داشته باشد.

پسین گفتار:
توجه کنیم که اگر هدف روزنامه کیهان و نویسنده یادداشت روز آن، توجیه و لاپوشانی دلایل ناتوانی دولت در مهار آتش‌سوزی‌های اخیر در شمال و غرب کشور بود، باید بر روی این بند از خبر تأکید می‌کرد که: وقتی دولتی مانند اسراییل که صاحب چهارمین قدرت هوایی جهان است، در مهار آتش‌سوزی در ۵ هکتار از جنگل‌هایش درمی‌ماند و مجبور به قبول کمک از ۱۲ کشور جهان می‌شود تا بعد از چند هفته آن را خاموش کند؛ دیگر چه جای خرده گرفتن به دولت جمهوری اسلامی می‌ماند که یکه و تنها دارد آتش افتاده بر جان جنگل‌های چند صدهزارهکتاری‌اش را در شمال و غرب کشور و با کمترین امکانات ممکن اطفاء می‌کند؟
اما می‌بینید که اصلاً به این جنبه از موضوع توجه نکرده است!
البته شاید شما خواننده‌ی گرامی در اینجا این پرسش را مطرح کنید که اگر سعدالله زارعی در چنین مقطعی، این استدلال را مطرح کرده و روزنامه کیهان هم به آن اجازه انتشار در بهترین و پربیننده‌ترین صفحه‌اش داده است، برای آن بوده که نه‌تنها اصلاً روحش هم از آتش سوزی یک ماه اخیر در جنگل‌های گلستان و مازندران و گیلان و کردستان بی‌خبر بوده؛ بلکه اصولاً در جریان روند تخریب محیط زیست کشور متبوع خودش هم قرار ندارد و یا اگر هم قرار دارد، برایش چندان اهمیت استراتژیکی – دست کم همپای سوختن ۵ هکتار از جنگل‌های فلسطین اشغالی – ندارد. وگرنه هرگز چنین گافی نمی‌داده است! می‌داده است؟
که البته در آن صورت، نگارنده مجبور است به شما بگوید: بس کنید تئوری توهم توطئه را!
مگر نمی‌بینید که کیهان هم دارد سبز می‌شود! نمی‌شود؟
کافی است نگاه کنید به موضوع جنگل‌زدایی سال گذشته در پارک جنگلی وردآورد تهران تا ماجرا دستگیرتان شود!
و ماجرا این است: آنجا که منافع ما ایجاب کند از هر نوع چماقی، حتا چماق محیط زیستی برای نشان دادن ناتوانی دشمنان‌مان سود می‌بریم؛ و آنجا که منافع ما ایجاب نکند، معلوم است که نباید برای موضوعات بی‌اهمیتی چون تجاوز به باغ گیاه‌شناسی نوشهر، تداوم آتش سوزی جنگل‌ها، فرونشست زمین در اردبیل، همدان و فارس، خشک شدن دریاچه ارومیه و سرانجام، نابودی بختگان، پریشان، ارژن، مهارلو، گاوخونی، هامون، طشک، کم‌جان، نایبند، نخلستان های اروند کنار، پارک ملّی کویر و … خاطر همایونی دولت خدوم را مکدر کرد!
فقط کاش دوستانی که با نگاه ابزاری به محیط زیست در رسانه‌های خویش می‌نگرند، یادشان باشد که خدای ناکرده ممکن است برخی از مخاطبین آنها آدم‌های کم‌خردی نباشند و بتوانند به راحتی فرق یک حامی واقعی محیط زیست را از یک حامی مجازی‌اش تمیز دهند!

باور کنید این طبیعت وطن است که دارد می میرد و نیاز به توجه واقعی دارد؛ چرا دل شما برای طبیعت وطن نانگران است؟

بر کوه  دگر نه برف ماندست و نه  یخ           خشکیده گل و نه آب باشدش،

بدون شرح

    در عین ناباوری، حتا ناباوری در بین بسیاری از اهالی طبیعت دوست، بعد از ظهر امروز – 22 اسفند 1390 – حمیدرضا میرزاده، سردبیر سبزپرس به همراه یکی دیگر از دوستان همراهش راهی بندرعباس می‌شوند تا آخرین اقدامات اداری مرسوم را برای آزادی باقر زارع انجام دهند.
    و البته یکی از مهمترین دلایل این تأخیر در پرواز به سوی بندرعباس، ترافیک شدید هوایی و موجود نبودن بلیط هواپیما بوده است! وگرنه این سفر می‌توانست 48 ساعت زودتر هم رخ دهد.
    حرفم این است: در شرایطی که اغلب ایرانیان، شاید یکی از دشوارترین روزگارهای اقتصادی خود را به دلیل بحران‌های مالی درون و برون وطنی تحمل می‌کنند؛ اما در پی یک فراخوان محدود اینترنتی، شاهد این بودیم که بیش از 10 میلیون تومان پول برای آزادی یک همیار محیط‌بان اهل روستایی که شاید خیلی از ما، حتا نامش را هم نشنیده بودیم (لاوردین) جمع شد؛ و غرورآمیزتر آن که برای این آزادی، هموطنانی ساکن هزاران کیلومتر آن سوی وطن از مرزهای شمالی کانادا گرفته تا جنوب شرقی آسیا مشارکت کردند.
    و این همان درسی است که هم فعالان و دوستداران طبیعت وطن باید فراگیرند و هم آنهایی که عادت کرده‌اند تا سلحشوران طبیعت و دوستداران محیط زیست وطن را جدی نگیرند و بی مهابای فرداها، ملاحظات محیط زیستی را در پای مصلحت‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و ... ذبح کنند.
    این که ما هنوز بی‌نظیریم؛ هنوز غیرقابل پیش‌بینی هستیم و هنوز وقتی با هم هستیم، نمی‌هراسیم و از هیچ طبیعت ستیزی ترس به دل راه نمی‌دهیم.

    می‌ماند یک نکته!
    این که در این ماجرا بودند افرادی هم که مطابق عادت دیرین، ساز مخالف کوک کرده و مانند شخصیت مشهور داستان گالیور، مدام و پی در پی یا نجواکنان و درگوشی زنهار می‌دادند: من می‌دونم ... آنها موفق نمی‌شوند و از این جور بدبینی پراکنی‌های معمول ...
    با این وجود، می‌خواستم از آنها هم تشکر کنم و بگویم که چقدر وجودشان مفید است!
    زیرا به قول برنارد شاو: انسان‌های خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات را!

به بهانه برگزاری هفته منــابع طبیعی

 

متأسفانه در حال حاضر منابع طبیعی تجدید شونده موجود در نامطلوب‌ترین شرایط، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و تخریب منابع طبیعی اعم از جنگل‌ها  و مراتع و .. مشکلات عدیده‌ای برای اقتصاد کشور بوجود آورده است. در حال حاضر بیش  از 70 درصد اقتصاد کشور به نفت وابسته است و در صورت هرگونه تنش یا کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانیُ موجب بروز مشکلاتی در تمام مسایل مالی و اقتصادی، صنعت، کشاورزی و امثال آن شده و اثرات نامطلوبی به جای می‌گذارد از طرفی این موضوع را باید در نظر داشت که نفت، چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی تمام می شود و از هم اکنون باید منابع دیگری جایگزین آن نمود. در این مورد نقش بهره‌گیری بیشتر و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی تجدید شونده تعیین کننده است. منابع طبیعی تجدید شونده، به خصوص جنگل در تمام دنیا در معرض تخریب قرار گرفته است. واقعیت امر این است که ما امروز در مرحله‌ای از توسعه و نیز در موقعیت جغرافیایی حساسی قرار گرفته‌ایم که می‌بایستی مقوله توسعه پایدار و حفظ منابع طبیعی را به طور جدی مورد توجه قرار دهیم. تحقق این امر زمانی ممکن است که بتوانیم منابع طبیعی خود را حفظ کرده و آنها را به نحو مطلوب بهره‌برداری کنیم. مسلماً بدون حفاظت از منابع آب، خاک، جنگل، مرتع و بهره‌برداری بهینه از آنها نمی‌توان به توسعه پایدار و رشد مطمئن دست یافت.در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران به علت مشکلات ساختاری اجتماعی روند تخریب با شدت ادامه دارد، در این میان عوامل متعددی در تخریب دخالت دارند، دلیل این تخریب هر چه باشد نتیجه آن نابودی جنگل، فرسایش خاک، بروز سیل، رانش زمین و نهایتاً کویری شدن را دنبال خواهد داشت که با تداوم آن شرایط اولیه زیست زندگی انسان فاجعه‌آمیز خواهد بود. منابع طبیعی هر جامعه ثروت ملی آن جامعه است که فقط به نسل حاضر تعلق نداشته، بلکه میراثی است که باید برای آیندگان بماند و اگر روند تخریب این منابع ادامه یابد هر سال شاهد پر شدن سریع مخازن و سدهای کشور، مهاجرت روستائیان به شهرها خواهیم بود. رشد فزآینده واگذاری عرصه های منابع طبیعی، ضعف دستگاه ها ی مسئول در زمینه اجرا و نظارت، نارسایی و یا فقدان قوانین مناسب و ناکارآمدی اقدامات جهت پیشگیری و برخورد اصولی با متجاوزان و به طور کلی تخریب و تصرف اراضی منابع طبیعی، همه و همه دست به دست هم داده تا امروز شاهد نابودی منابع طبیعی کشور باشیم. منابع طبيعي كشور طي قرنها، بستر زيست، توليد و معاش و حضور اقوام كوچنده اين سرزمين بوده و به رغم خشكي طبيعي به مدد وجود پستي و بلندي و تنوع اقليم، امكان استفاده هاي متنوع و متناسب را براي بهره برداران فراهم كرده است. طي اين دوره بهره برداري تا زماني كه استفاده از سرزمين در حد توان اكولوژيك آن بوده، هيچ شكلي از انهدام و تخريب منابع طبيعي مشهود نبوده، اما طي قرن حاضر و بخصوص چند دهه اخير با افزايش جمعيت و افزايش سطح زندگي، استفاده بي رويه و البته خارج از توان اكوسيستم ها توسعه يافته و تخريب منابع طبيعي در نظر بهره برداران، متوليان و پژوهندگان نمود پيدا كرده است. امروز به هر طرف که چشم می اندازیم از زمین و هوا گرفته تا رودخانه، جنگل و دریا همه چیز در حال نابودی است. منابعی که برای مردمان امروز فقط یک امانت گرانبها است اما دیگر چیزی از آن برای نسل آینده باقی نمانده است. آنچه مسلم است، نابودی منابع طبیعی را باید در نبود مدیریت زیست محیطی، اقتصادی و انسانی و همچنین نبود بستر فرهنگی مناسب جستجو کنیم.حفظ و حراست بدون تردید یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از نابودی و تخریب منابع طبیعی است، امری که تا کنون از سوی دستگاه های مسئول و به خصوص سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست کم تر مورد توجه قرار گرفته است. در این صورت حفاظت از منابع طبیعی باید به صورت وظیفه ای ملی وسیعی تلقی شود و همه مردم اعم از مسئول و غیر مسئول به سازمان های زیربط کمک کنند در غیر این صورت مناطق گوناگون کشور کماکان صحنه تاخت و تاز این جریان فاسد خواهد بود و به تدریج شاهد بروز کانون های بحران در حوزه تضییع اراضی ملی خواهیم بود.

به امید روزی که تمام مردم برای حفظ و حراست و همچنین گسترش این منابع ارزشمند کوشا باشند.


فرارحیات وحش ازمنطقه تنگ صیاد

فرارحیات وحش ازمنطقه تنگ صیاد

 

خشک‌شدن کامل یا کاهش شدید آبدهی چشمه‌ها، قنوات و منابع آب شرب و منفی شدن تراز آبی سفره‌های زیرزمینی، علاوه بر زندگی مردم چهارمحال و بختیاری، حیات جانوران و گیاهان این سرزمین را نیز با تهدیدهای جدی مواجه کرده است.

منطقه حفاظت‌شده تنگ صیاد با وسعتی حدود ۲۷ هزار هکتار یکی از ذخیره‌گاه‌های زیستی جانوری و گیاهی نادر کشور در چهارمحال و بختیاری است که با خشکی کامل یا کاهش شدید آبدهی همه چشمه‌ها و قنات تامین‌کننده آب شرب وحوش خصوصا در سال جاری گله‌های قوچ و میش وحشی ؛ کل و بز مورد حفاظت روبه‌‌رو شده است. این بحران بی‌آبی به لحاظ شرایط ویژه و منحصر به فرد منطقه و تعدد و تنوع زیستی جانوری آن می‌تواند خطرات و تهدیدهای بیشتری را برای حیات‌وحش این منطقه نسبت به سایر نقاط چهارمحال و بختیاری به دنبال داشته باشد.

مشاهده شده است بی‌آبی و خشک‌شدن چشمه‌های این زیستگاه طبیعی سبب خارج‌شدن گله‌های قوچ و میش وحشی و کل و بز از منطقه تحت حفاظت تنگ صیاد به منظور دستیابی به منابع آب و ورود به باغات و مزارع داخل و حاشیه منطقه شده است و از همه دردناک‌تر این که این جانوران توسط افرادسودجوی منطقه مورد شکار نیز قرار می گیرند . از طرفی گستردگی منطقه، تعدد و پراکندگی باغات و مزارع موجود در حاشیه این منطقه حفاظت‌شده و بالاخره کمبود محیط‌بان، جلوگیری از خروج حیات‌وحش تشنه را از این منطقه حفاظت‌شده غیرممکن کرده است.

یکی از باغداران فرخشهر در این باره می‌گوید: چند روز پیش چند راس پازن اطراف نصرت‌آباد فرخشهر مشاهده شد که به درختان میوه هجوم آورده و در حال خوردن برگ درختان بودند، این امر نشانه کمبود آب و مواد غذایی در زیستگاه این جانوران است.همچنین کوهنوردان فرخشهر خبر از مشاهده لاشه چند قطعه کبک، تیهو و جوجه‌تیغی در دامنه کوه‌های منطقه شکار ممنوع تنگ صیاد داده و احتمال دادند به دلیل عطش فراوان و نبود منابع آب به این روز افتاده‌ باشند.

وارد شدن استرس بر حیوانات

مدیرکل محیط‌زیست چهارمحال و بختیاری نیز با بیان این که استرس خشکسالی موجب خروج حیوانات از محل زندگی خود می‌شود،‌ به مهر می‌گوید: برخی افراد سودجو نیز با نادیده‌گرفتن شرایط بحرانی خشکسالی به حیات‌وحش استان استرس وارد می‌کنند.

سعید یوسف‌پور با بیان این که کاهش بارش و تغییر سبک بارش از برف به باران باعث کمبود منابع آبی استان بویژه در این مناطق شده است، می‌افزاید: از سال 87 تاکنون در این استان خشکسالی داشتیم که هنوز این خشکسالی ادامه دارد و هم‌اکنون ذخایر سفره آب‌های زیرزمینی بشدت در این استان کاهش یافته است.

وی تصریح می‌کند: به خاطر خشکسالی چند سال اخیر، بروز آتش‌سوزی در منطقه هلن را داشتیم به طوری که تنها در سال گذشته 18 مورد آتش‌سوزی در این منطقه و 3 مورد هم در منطقه تنگ صیاد اتفاق افتاده است.

یوسف‌پور عنوان می‌کند: امسال در تالاب گندمان نیز به خاطر خشکسالی و عدم بارش و کمبود آب سطح تالاب خشک شده است. در این تالاب در سال 88 آتش‌سوزی رخ داد که به مدت 40 روز تا عمق30 متر سطح این تالاب سوخت.

وی درباره وضعیت تنگ صیاد نیز می‌گوید: در تنگ صیاد 48 قنات و چشمه داشته‌ایم که30 چشمه و قنات آن کاملا خشک شده و 18چشمه بین50 تا 80 درصد کاهش دبی آب دارد.

به گفته وی مناطق حفاظت‌شده قیصریه، شیدا و سبزکوه نیز در استان چهار محال و بختیاری با مشکل کمبود آب مواجه هستند.

ساخت آبشخور برای حیوانات

یوسف‌پور به اقدامات انجام‌شده در منطقه حفاظت‌شده تنگ صیاد اشاره کرده و می‌گوید: اقداماتی برای جبران موقتی خشک‌شدن منابع آب حیات‌وحش منطقه مانند تعمیرچشمه‌ها و قنوات، خرید تانکرهای آبرسانی، احداث استخرهای جمع‌آوری آب، حفر چاه و احداث آبشخورهای سیمانی و فلزی لازم است که تعدادی از آنها از محل بودجه اداره کل محیط‌زیست استان انجام شده است به طوری که تاکنون بیش از30 آبشخور فلزی و سیمانی در این منطقه احداث شده و تعدادی از چشمه‌ها و قنوات لایروبی و مرمت شده است. همچنین یک دستگاه تراکتور و 2 دستگاه تانکر چرخی حمل آب برای این منطقه تهیه شده که آب مورد نیاز حیات‌وحش را به صورت سیار تامین می‌کنند.

در تالاب گندمان نیز 3 تانکر آبرسانی و یک دستگاه تراکتور سمپاش مقابله با آتش‌سوزی تهیه کردیم و در اختیار مدیریت تالاب‌ها قرار دادیم. وی کمبود نیرو در سطح مناطق حفاظت‌شده را یکی از مشکلات مهم حفاظت محیط‌زیست این استان برشمرده و تصریح می‌کند: در یک ماه گذشته 10 نیرو به پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده تنگ صیاد اضافه شده است و 4 نیروی محیط‌بان نیز به تالاب گندمان اعزام شده‌اند که برای اسکان آنها کانتینر، چادر و امکانات موقت اسکان تهیه و فراهم شده است.

به گفته وی، تامین علوفه مورد نیاز حیات‌وحش و تهیه لوله‌های انتقال آب و فنس کشی به شکلی که به طبیعی بودن زیستگاه خدشه‌ وارد نشود از دیگر اقداماتی است که به عنوان مسکن برای جبران کمبودهای آب و علوفه برای حیات‌وحش می‌توان انجام داد که تحقق آن نیازمند تامین هرچه سریعتر اعتبارات و توجه ویژه سازمان به این منطقه حساس زیست محیطی است.

بی آبی ؛ مشکل اساسی

مدیر کل محیط زیست چارمحال و بختیاری با بیان این که نتوانسته ایم تمام مشکلات ناشی از خشکسالی را در این منطقه از بین ببریم، یادآور می‌شود: تمام تلاش خود را برای جلوگیری از خروج حیات‌وحش در تنگ صیاد فرخشهر انجام می‌دهیم، اما تا هنگامی که آب نباشد مشکلات نیز پابرجاست.

سعید یوسف‌پور با اشاره به این که امسال بر خلاف سال‌های گذشته که اعتبارات مربوط به خشکسالی توسط ستاد بحران کشور تامین می‌شد از طریق معاونت برنامه‌ریزی ریاست جمهوری تامین می‌شود، می‌گوید: به دلیل این تغییرات در تامین اعتبارات این بخش تأخیر ایجاد شده و 800 میلیون اعتباری که برای این بخش در نظر گرفته شده هنوز ابلاغ نشده است و این در حالی است که برای جلوگیری از آسیب به حیات‌وحش پیشنهاد تامین اعتباری معادل یک میلیارد و 200 میلیون تومان برای خرید مستثنیات باغ‌های اطراف منطقه تنگ صیاد به سازمان محیط‌زیست ارائه شده است.

یوسف‌پور با اشاره به فرار حیات‌وحش به باغ‌ها و روستاهای اطراف تنگ صیاد می‌گوید: خوشبختانه اکثر باغبانان در این خصوص همکاری کرده و مقداری از آب مزارع خود را در اختیار حیوانات این منطقه گذاشته‌اند. با این حال افراد متخلف و سودجو از این شرایط سوءاستفاده و با اسلحه خفیف و تله اقدام به شکار حیوانات می‌کنند.

وی می افزاید: البته برخی از این متخلفان که مبادرت به زنده‌گیری پرندگان وحشی و فروش آنها می‌کردند پس از دستگیری به محاکم قضایی معرفی شدند. هرچند قوانین فعلی در برخورد با جرایم زیست محیطی بازدارنده نیست و فعالان محیط‌زیست به این قوانین انتقاد دارند.

یوسف‌پور آموزش به تعدادی از اهالی و ماموران اجرایی را از اقدامات دیگر این سازمان در مبارزه با خشکسالی و آتش‌سوزی عنوان می‌کند و می‌گوید: اداره کل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال و بختیاری با چاپ کتاب و بروشور اقدام به فرهنگسازی در رعایت فصل شکار کرده است. همچنین برگزاری کلاس‌های آموزشی برای جامعه محلی اطراف مناطق حفاظت‌شده و آموزش محیط‌بانان از دیگر راهکار‌های جلوگیری از آسیب رساندن به حیات‌وحش است.

مهم‌ترین پستانداران شناسایی شده در منطقه حفاظت‌شده تنگ صیاد خار پشت گوش بلند، خارپشت ایرانی، خفاش نعل اسبی مدیترانه‌ای، خفاش بال سفید خفاش بال بلند، شغال، گرگ، روباه، گربه وحشی، پلنگ، کفتار، گراز، جربیل بلوچ، موش، تشی، خرگوش، پایکا، رودک و حفار افغانی هستند.

مجموعه پارک ملی تنگ صیاد با مساحت 27 هزار هکتار در 15 کیلومتری شهرکرد واقع شده است

مشکل زاینده رود با باز کردن ۳۵ روزه آب سد زاینده رود حل نمی شود

باز شدن آب پشت سد در دل زاینده رود برای کشت پاییزه، هرچند کشاورزان منطقه را خوشحال کرد و خوشحالی جمعی مردم اصفهان را به دنبال داشت اما کارشناسان آشنا با حوزه محیط زیست شک ندارند که رها‌سازی آب در 35 روز، دردی از دردهای بی‌شمار زاینده رود را دوا نمی‌کند. حتی «خاطره دادخواه»، عضو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان در گفت‌وگو با تهران امروز می‌گوید: «باز وبسته کردن آب به روی زاینده رود ممکن است به صدمات جبران ناپذیری برای اکوسیستم رودخانه و تالاب گاوخونی منجر شود. به اعتقاد او و سایر کارشناسان حوزه محیط زیست برای احیای اکوسیستم یک رودخانه یا تالاب باید شرایط ثابتی را برای طبیعت آن به‌وجود آورد.»

به گفته دادخواه باز شدن آب سد به روی زاینده رود برای کشت پاییزه کشاورزان است و براساس تصمیم گیری که اردیبهشت و فروردین سال جاری در استانداری اصفهان گرفته شده قرار است تا 35 روز آب کشاورزان را تامین کند. همچنین به گفته«حاج رسولی‌ها» رئیس شورای شهر اصفهان اگر وضعیت بارندگی خوب باشد زاینده‌رود روز‌های بیشتری از آب پشت سد استفاده خواهد کرد. او می‌گوید: «ماندگاری آب در زاینده‌رود بستگی به بارندگی‌ها دارد و از آنجایی‌که این بارندگی‌ها مقطعی است امکان خشک‌شدن زاینده رود بسیار زیاد است.» همچنین مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان گفته‌است که جریان زاینده رود برای کشت پاییزه غله، گندم و جو در شرق اصفهان حدود یک ماه ادامه دارد.
گفته می‌شود با افزایش خروجی سد زاینده رود از 19 به 75 متر مکعب در ثانیه، همزمان با عید سعید قربان آب بر بستر 15 کیلومتری زاینده رود در شهر اصفهان جاری شده است. حجم این سد در زمان باز شدن آب حدود 370 میلیون مترمکعب است و ورودی آن نیز هم اکنون به 10 متر مکعب می‌رسد. اما به گفته خاطره دادخواه این وضعیت موقتی است و ربطی به اکوسیستم و زخم‌ها و دردهای زاینده رود ندارد. به گفته «خاطره دادخواه» برای نجات زاینده رود باید مدیریت آب تمام جوانب را در نظر بگیرد.

تنها سد‌سازی، زاینده رود را نکشت
خاطره دادخواه اعتقاد دارد که مسائل بسیار مهمی به نابودی اکوسیستم زاینده رودمنجر شده است. به گفته او شرایط امروز به سمتی رفته است که باز کردن یا نکردن یک سد تاثیر زیادی روی وضعیت زاینده رود ندارد. او مهم‌ترین علت مرگ اکوسیستمی زاینده رود را مصرف بی‌رویه می‌داند و تاکید می‌کند:«باید مصرف بی‌رویه قطع شود.» به گفته او صنایع، کشاورزی و آب شرب حجم بسیار زیادی از آب را به خود اختصاص می‌دهند.» او همچنین اعتقاد دارد که باید جمعیت شهر اصفهان کنترل شود چون دیگر ظرفیت افزایش جمعیت را ندارد.
البته دادخواه معتقد است که کنترل جمعیت تنها یکی از برنامه‌های ضروری است که باید انجام بگیرد. او به چگونگی انجام کشاورزی در چهارمحال و بختیاری اشاره می‌کند ومی گوید: «کشاورزی در مناطق شیب دار به لحاظ علمی نباید صورت بگیرد.» به گفته دادخواه مسئله کشاورزان و بی‌توجهی به کشاورزی علمی و مدیریت شده قبل از ایجاد کردن سد هم مشکل زا بوده‌است.
او با اشاره به آمار استفاده از آب زاینده رود در شرب، کشاورزی و صنعتی که توسط مسئولان دولتی اعلام شده و می‌گوید: «براساس آمارهای دولتی بیشترین حجم آب را کشاورزان و پس از آن صنایع و مصارف خانگی مصرف می‌کنند.» البته کشاورزان اصفهانی اعتقاد دارند که به دلیل زهکشی طبیعی زمین‌های زراعی در اصفهان، آب‌های استفاده شده دوباره به رودخانه برمی گردد. بنابراین آنها اعتقاد دارند که صنایع بیشترین حجم آب زاینده رود را به خود اختصاص داده است. دادخواه می‌گوید:«یک سری مسائل است که باید هم در بخش کشاورزی، هم صنایع و هم خانگی رعایت شود.»

مدیریت آبخیزها
دادخواه مدیریت آب را مهم‌ترین کلید نجات اکوسیستم زاینده‌رود می‌داند و می‌گوید: «مدیریت حوزه‌های آبخیز مسئله‌ای است که باید از سوی مسئولان جدی گرفته شود.» به گفته او هم در دو استان چهارمحال و بختیاری و اصفهان و هم در استان خوزستان باید برنامه یکپارچه‌ای برای مدیریت آب وجود داشته باشد.
دادخواه می‌گوید: «حتی اگر مسئولان انتقال آب را در برنامه قرار می‌دهند اول باید آب مبدا را تامین کنند بعد آب را به مقصد برساند.» اوبحث را به انتقال آب از چهارمحال و بختیاری به اصفهان و از اصفهان به یزد می‌کشاند و می‌گوید: «درحالی که هنوز آب چهارمحال و بختیاری را به اصفهان نکشانده‌اند اما آب اصفهان را به یزد برده‌اند.» او این اقدام را یکی از دلایل وضعیت خطرناک امروز زاینده رود می‌داند. انتقال آب حوزه به حوزه در کشور ایران یکی از مهم‌ترین دلایل خشک شدن اکوسیستم‌های ارزشمند کشور است. برای مثال درحالی که مردم اصفهان به انتظار آب‌های روان از سمت چهارمحال و بختیاری هستند اما کارشناسان آشنا به حوزه محیط زیست و منابع طبیعی شک ندارند که چنانچه آب چهارمحال و بختیاری از طریق تونل بهشت آباد به اصفهان برسد بخش بسیاری بزرگی از این استان خشک خواهد شد. احداث این تونل در ماه‌های گذشته به اعتراض بسیاری از مردم وکشاورزان چهارمحال و بختیاری منجر شد. این استان در خشکسالی سال گذشته با تانکر، آب 200 روستای خود را تامین می‌کرد. دادخواه هم اعتقاد دارد که باید شرایط آبخیزها و سرچشمه‌ها را در نظر گرفت و با انتقال‌های غیر علمی به مشکلات زیست محیطی کشور دامن نزد. البته برخلاف نگاه کارشناسان حوزه محیط زیست، تصمیم گیران قدرتمند اصفهانی اعتقاد دارند که حتما باید آب را از چهارمحال وبختیاری و از طریق تونل بهشت آباد به زاینده رود آورد. مسئله‌ای که مخالفت‌های بسیاری از سوی کارشناسان را به دنبال دارد. از جمله «محمدکریم شهرزاد» نماینده شهر اصفهان در مجلس شورای اسلامی در انتظار است تا ساختن تونل بهشت آباد از سرگرفته شود. ساخت این تونل با اعتراض مردم چهارمحال وبختیاری متوقف شده است. اما شهرزاد اعتقاد دارد که افتتاح این تونل می‌تواند به اشتغالزایی در استان منجر شود. او می‌گوید: «سالهای قبل یکهزار و 300 تا یکهزار و 400 میلیارد متر مکعب آب پشت سد زاینده‌رود وجود داشت اما اکنون این رقم به 380 میلیون متر مکعب کاهش یافته که صدمیلیون متر مکعب آن نیز رسوب است.» به گفته موافقان ساخت تونل 56 کیلومتری بهشت آباد برای جبران کاهش سطح آبهای زیرزمینی وموردنیاز شرب و صنعت در فلات مرکزی ایران، آب را از مسیر فلات مرکزی به سمت یزد و اصفهان می برد. سطح آب‌های زیرزمینی این منطقه به دلیل انتقال آب و سدسازی به‌وقوع پیوسته است و مسئولان قصد دارند تا دوباره با انتقال آب و سدسازی آب را به این منطقه برسانند تا منطقه دیگری قربانی شود. هرچند آبی که مسئولان اصفهانی به انتظار آن نشسته‌اند نه برای نجات محیط زیست که برای گرم کردن موتورصنایع است. این درحالی است که هم‌اکنون صنایع حجم بسیار زیادی از آب زاینده رود را مصرف می‌کنند و یکی از دلایل اصلی خشک شدن این رودخانه بزرگ هستند. این مسئله یکبار دیگر به کسانی که د‌ل‌نگران محیط زیست کشور هستند نشان داد که همانطور که رها شدن آب در زاینده رود برای نجات اکوسیستم بیمار آن نیست تمام برنامه‌های دیگر هم بدون توجه به محیط زیست و پیامدهای وحشتناک آن در حال انجام است

زباله های پلاستیکی از بزرگ ترین معضلات زیست محیطی

زباله های پلاستیکی یکی از بزرگ ترین معضلات زیست محیطی را در جهان امروز بوجود آورده اند. این مصنوعات دست بشر به علت قابلیت های فراوان و قیمت ارزان به شکل های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند.

زباله های پلاستیکی یکی از بزرگ ترین معضلات زیست محیطی را در جهان امروز بوجود آورده اند. این مصنوعات دست بشر به علت قابلیت های فراوان و قیمت ارزان به شکل های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند. دامنه این محصولات از وسایل و ابزارهای پیش پا افتاده و روزمره تا وسایل فوق پیشرفته و استراتژیک را شامل می شوند. استفاده از مواد پلاستیکی به حدی روزمره شده که هیچ کس نمی تواند بدون کاربرد روزانه از این مواد زندگی نماید.

یکی از مواد پلاستیکی دارای کاربرد فراوان در زندگی بشر کیسه های پلاستیکی است. این کیسه ها به علت مصرف روزانه و عمومی آنها و تقریبا استفاده به صورت یکبار مصرف و تبدیل سریع به زباله های بعضا غیرقابل بازیافت و حتی کثیف مشکلات و معضلات بسیاری برای محیط زیست بوجود آورده اند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

ایران نیز جزو کشورهایی است که سالانه مقادیر زیادی لوازم پلاستیکی تولید می کند و این به خاطر داشتن منابع نفتی و تولیدات پتروشیمی فراوان است به همین علت کشور ما یکی از عمده تولید کنندگان مواد پلاستیکی به شمار می رود و از طرف دیگر مهم ترین دلیلی که سبب استفاده هرچه بیشتر از کیسه های پلاستیکی شده است، قیمت ناچیز آنها در مقایسه با کیسه های پارچه ای و کاغذی می باشد. اما غافل از این موضوع هستیم که هزینه جمع آوری، بازیافت، امحاء این مواد و از همه مهم تر هزینه زیان و خسارات زیست محیطی ناشی از پراکندگی آنها در محیط زندگی غیرقابل محاسبه و بسیار گزاف می باشد.

زیرا پلاستیک غیرقابل تجزیه است و کیسه های نایلونی و کیسه زباله به طور متوسط ۵۰۰ سال در محیط باقی می مانند. کیسه های پلاستیکی به علت سبکی به راحتی به همراه باد همه جا پخش می شوند و بیشتر آنها سر از دریا و مناطق طبیعی و حفاظت شده در آورده و موجبات آلودگی دریا و خاک و در نهایت محیط زیست را فراهم خواهند کرد و چنانچه این مواد سوزانده شوند باعث تولید اسید کلریدریک، گاز سمی دیوکسین و در نهایت باعث آلودگی هوا خواهند شد.

متاسفانه در کشور ما استفاده از کیسه های یک بار مصرف به نوعی رفتار متمدنانه تبدیل شده است. درحالی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته که خود این فرهنگ را در برهه های زمانی مختلف تجربه کرده اند، استفاده از این مواد کاهش یافته است.

به طور مثال اگر کسی بخواهد از این کیسه ها در زمان خرید استفاده کند باید مبلغ این کیسه ها را علاوه بر مبلغ خرید خود بپردازد. از سوی دیگر استفاده از وسایل با دوام تر و یا با قابلیت بازیافت بهتر دراین جوامع بیشتر توصیه می شود. در این کشورها استفاده از کیسه های پارچه ای به مراتب رایج تر از استفاده از کیسه های پلاستیکی است. دلیل آن هم آشنایی بیشتر مردم با مضرات این کیسه ها و خطراتشان در طبیعت است.

در کشور خودمان هم در سالیان گذشته استفاده از سبدهای دائمی و پاکت های کاغذی در هنگام خرید رفتاری رایج و متداول بود. هیچ فروشنده ای جنس خود را در کیسه های پلاستیکی تحویل مشتری نمی داد. استفاده از کیسه های پلاستیکی طی سال های اخیر به شدت رایج شده است. به طوری که هیچ فروشگاهی نیست که اجناس خریداری شده را هرچقدر جزئی و ناچیز باشد در کیسه های پلاستیکی تحویل مشتری ندهد. خواه فروشگاه های بزرگی مثل رفاه و شهروند و خواه مغازه های کوچک موجود در محلات.

عادی شدن این نحوه ارائه اجناس منجر به تغییر رفتار شهروندان شده است. این رخداد منجر به افزایش میزان تولید و مصرف کیسه های پلاستیکی شده و همچنین حجم بالای این کیسه ها در منازل برای شهروندان مشکل ساز می باشد. به طوری که در بسیاری از موارد شهروندان بسیاری از کیسه ها را بلافاصله پس از خرید و بردن اجناس به منزل دور می ریزند. طبق آمار جهانی روزانه ۵/۳ میلیون تن زباله در سراسر دنیا تولید می شود که سهم ایران در تولید زباله به ۴۰ هزارتن در روز می رسد که ۱۵/۱درصد تولید زباله جهان است. میزان پلاستیک های تولیدی در ایران بیش از ۱۷۷ هزار تن تخمین زده می شود این رقم معادل ۵۰۰ تن در هر روز است براساس آمارهای ارایه شده هر فرد تهرانی به طور متوسط روزانه سه پلاستیک وارد چرخه محیط زیست می کند که امروزه بعنوان یکی از مشکلات زیست محیطی شهرهای کشور ما به شمار می روند .از سوی دیگر، وجود این کیسه ها در میان سایر زباله ها موجب کاهش کیفیت آنها شده و امکان بازیافت بهداشتی کیسه های پلاستیکی را غیرممکن می سازد.

کیسه های پلاستیکی عمدتا از ترکیبی پلیمری به نام «پلی اتیلن» سبک درست می شوند. این ماده از ترکیب تعداد زیادی مولکول اتیلن تشکیل می گردد. این مولکول ها که بصورت زنجیره ای و تصادفی به اتم های کربن همدیگر وصل می شوند به پلی اتیلن شاخه ای نیز موسوم هستند. چگالی این ماده نسبت به سایر انواع پلی اتیلن کمتر است. این ماده برای اولین بار درسال ۱۸۹۸ کشف شد.

در ابتدای کشف همانند بسیاری از اکتشافات بشری کسی از نحوه کاربرد آن اطلاعی نداشت ولی پس از چند سال در همه فعالیت های بشری به عنوان یک ماده اصلی خودنمایی کرد. نیمه عمر این ماده در طبیعت بین ۵۰ تا بیش از ۳۰۰ سال است. به عبارت دیگر ۵۰ تا ۳۰۰ سال زمان نیاز است تا نیمی از ماده پلیمری به چرخه طبیعت باز گردد. این مدت زمان در مقایسه با مدت زمان مربوط به سایر مواد و همچنین با لحاظ نمودن شدت تولید این ماده توسط انسان عمق فاجعه ای را که در آینده ای نه چندان دور به وقوع می پیوندد را نشان می دهد. زباله های پلی اتیلن با دوام ترین گروه از زباله های دارای مصرف عمومی هستند. این مواد علاوه بر اثرات ناشی از دوام طولانی، اثرات جبران ناپذیر زیست محیطی از جمله روی حیات وحش دارند. بسیاری از این اثرات موجب مرگ جانوران بویژه جانوران درخطر انقراض می شوند.

● مصوبه شورای اسلامی شهر تهران

در تاریخ ۲۰/۲/۸۸ شورای اسلامی شهر تهران با تصویب مصوبه ای به ضرورت کاهش و جایگزینی کیسه های پلاستیکی در مراکز عرضه محصولات به ویژه در فروشگاه های زنجیره ای جنبه قانونی داد. بدین ترتیب گام بزرگی در اجرای این مهم برداشته شد و شهرداری تهران برای کاهش این کیسه ها صاحب پشتوانه قانونی شد. در این مصوبه نکات مهم و قابل توجهی دیده می شود که مهمترین آنها عبارتند از:

شهرداری تهران ملزم به حمایت از صنایعی شد که اقدام به تولید پاکت ها و ظروف یک بار مصرف قابل بازیافت می نمایند.

فروشگاه های وابسته به شهرداری ملزم شدند که ظرف مدت ۶ماه از تصویب این مصوبه برنامه های خود را جهت کاهش مصرف و عرضه کیسه های پلاستیکی ارائه نمایند.

شهرداری موظف است در همه مراسم هایی که برگزار می نماید از ظروف غیرپلاستیکی استفاده کند.

جهت برنامه ریزی و اجرای هرچه بهتر این مصوبه مقرر شد که کمیته ای با حضور نمایندگان و مدیران نهادهای فعال در این زمینه و زیرنظر شورای اسلامی شهر تشکیل شود.

● دلایل توجه به کنترل مصرف پلاستیک در مدیریت شهری

مصرف لجام گسیخته و روزافزون کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری

کمبود توجه به امر جداسازی و تفکیک کامل این مواد

کاهش توجه به امر بازیافت کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری

دفن گسترده و وسیع کیسه های پلاستیکی در مراکز امحاء و دفن زباله شهری

گرایش بیش از حد و روزافزون خانواده های ایرانی و شهروندان تهرانی به استفاده غیرمتعارف کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری

ترغیب شهروندان به مصرف بیش از حد این موارد با رفتار غیرمسئولانه فروشندگان کالاها و فروشگاه های زنجیره ای فعال در محیط شهری

عدم انجام اقدامات و فعالیت مفید جهت کنترل و کاهش مصرف کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری توسط سازمانها و نهادی متولی

عدم اجرای الزامات قانونی و قوانین تدوین شده در زمینه کاهش، کنترل مصرف و بازیافت کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری توسط سازمانها و نهادهای ذی صلاح

عدم وجود سیاست و برنامه مناسب در زمینه کاهش، کنترل مصرف و بازیافت کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری در سطح کشور و شهر تهران

عدم توجه به ارتقاء آگاهی و دانش شهروندان در مورد مضرات بهداشتی و زیست محیطی استفاده از کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری در سطح وسیع

عدم توجه و علاقه مسئولین و سیاست گذاران به امر کاهش، کنترل مصرف و بازیافت کیسه های پلاستیکی و ظروف پلیمری در سطح کشور و شهر تهران

● راهکار مدیریتی جهت کنترل زباله های ناشی از دور ریز کیسه های پلاستیکی

هرگاه بخواهیم برای یک فرآیند برنامه ریزی کنیم باید به نقاط اصلی فرآیند و ریزفرآیندها توجه کنیم. اصلاح بعضی از این نقاط می تواند به اصلاح کل پروژه منجر شود. این نقاط که می توانیم آنها را نقاط حساس یک فرآیند بدانیم عملکرد کل فرآیند را پس از خود تحت تاثیر قرار می دهند. در رابطه با مشکل زباله های پلی اتیلنی و به ویژه کیسه های پلاستیکی نیز چنین نقاطی وجود دارد. انجام اقدامات اصلاحی در تعدادی از این نقاط نیازمند انجام تغییرات بزرگ و صرف هزینه های قابل توجه دارد. ولی در تعدادی از این نقاط می توان با انجام تغییراتی جزئی و همچنین با هزینه هایی اندک، فشار ناشی از وجود این گروه از زباله ها بر طبیعت را کاهش داد. از جمله این گروه از اقدامات که می توانیم آنها را اقدامات کوچک بنامیم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

▪ آموزش عمومی:

محتویات این آموزش ها در همه رده های سنی و به فراخور توانایی در درک مسائل تهیه و آماده می شود. این گروه از اقدامات می تواند با تغییر در رفتار عمومی، مقدار مصرف کیسه های پلاستیکی را کاهش دهد. به عبارت دیگر با کاهش مقدار تقاضا در بازار و ایجاد فشار منجر به کاهش میزان تولید این مواد و همچنین افزایش تولید کیسه های دائمی و یا یکبار مصرف قابل بازیافت می شود. توجه به این نکته لازم است که تاثیرگذاری آموزش های عمومی دیرمدت بوده و در یک زمان طولانی جواب خواهد داد. به همین علت انتظار اثربخشی کوتاه مدت از این فعالیت بی جا و بیهوده خواهد بود.

▪ ایجاد و تدوین برنامه منسجم و قابل اجرا جهت کنترل مصرف کیسه های پلاستیکی:

این برنامه باید به گونه ای تهیه و تدوین گردد که هدف اولیه آن کنترل مصرف و عرضه کیسه های پلاستیکی در مراکز خرید عمده مانند مجتمع های تجاری، میادین عرضه میوه و تره بار و از همه مهمتر فروشگاه های زنجیره ای فعال در محیط شهری باشد و بعد از آن برنامه به سمت کاهش مصرف تدوین گردد در صورت موفقیت در امر کنترل و کاهش مصرف می توان در گام بعدی اقدام به تدوین برنامه های جایگزینی و حذف مواد پلاستیکی نمود.

▪ قراردادن کانکس های بازیافت در میادین میوه و تره بار و خارج از فروشگاه های رفاه و شهروند:

هدف از ایجاد و قرار دادن این کانکس ها جمع آوری کیسه های پلاستیکی بصورت اختصاصی است. این کانکس ها موظف خواهند بود اختصاصا کیسه های پلاستیکی را جمع آوری کنند علی الخصوص کیسه های پلاستیکی توزیع شده توسط این مراکز که بیشتر آنها آرم فروشگاه های مذکور و سازمان میادین میوه و تره بار بر کیسه های پلاستیکی چاپ شده است. مهم ترین مزیت این اقدام راحت تر شدن امکان بازیافت این کیسه ها است. زیرا در صورتی که این مواد به صورت یکجا جمع آوری شوند، به حجم قابل توجهی تبدیل خواهند شد. همانگونه که گفته شد امکان بازیافت کیسه ها ساده تر و مقرون به صرفه تر خواهد بود. این اقدام به میزان قابل توجهی از مقدار زباله های پلی اتیلنی وارده به طبیعت خواهد کاست. در نتیجه به ما فرصت خواهد داد تا با زمان بندی مناسب سایر اقدامات پایه ای و مرتبط با حذف و کاهش این مواد را برنامه ریزی و اجرا نماییم.ترغیب صنایع آلاینده فعال در محدوده شهری به فعالیت آموزشی و فرهنگی (براساس قانون مدیریت پسماند و آیین نامه اجرایی آن) در زمینه آگاه سازی و اطلاع رسانی شهروندان از مضرات بهداشتی، اقتصادی و زیست محیطی استفاده از کیسه های پلاستیکی

ترغیب بانکها (براساس قانون مدیریت پسماند و آیین نامه اجرایی آن) به ارائه وامهای بانکی با سود مناسب به مراکز و صنایع تولیدکنندگان: کیسه های دائمی، پلیمرهای زیست تجزیه پذیر، ظروف یکبار مصرف سلولزی

توجه به اجرای قوانین تصویب شده در این زمینه: از دلایل اصلی در عدم اجرا قوانین می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

۱) عدم قبول مسئولیت توسط سازمانهای متولی

۲) عدم نظارت مرجع قانونی بر فعالیتهای سازمانهای مسئول در قانون مدیریت پسماند.

رسانه ها در حل مشکل محیط بان کمک کنند/درباره محیط بانان خلأ قانونی داریم   

رسانه ها در حل مشکل محیط بان کمک کنند/درباره محیط بانان خلأ قانونی داریم  

محیط زیست - امروز فراکسیون محیط زیست مجلس جلسه ای در مورد حکم محیط بان داشت. مجلس تلاش دارد مانع اعدام این محیط بان شود.

زهرا تالانی: سال 86 اسعد تقی زاده در لباس ضابط قضایی محیط زیست و به عنوان محیط بان منطقه حفاظت شده دنا با شلیک گلوله از اسلحه دولتی اش یک شکارچی جوان را از میان پنج شکارچی متخلف به قتل رساند. هفته گذشته دیوان عالی کشور حکم اعدام این محیط بان را تایید کرد. و قرار است تا دو هفته دیگر این حکم در شهر شیراز اجرا شود. اعتراضها به این حکم سبب شد تا فراکسیون محیط زیست امروز در همین باره جلسه ای داشته باشد. در همین زمینه با محمدرضا تابش رئیس فراکسیون محیط زیست گفت وگویی را انجام داده ایم.


در جلسه امروز چه مطالبی درباره محیط بان مطرح شد؟
در نشست امروز فراکسیون محیط زیست که با حضور اعضای هیات رئیسه فراکسیون، نمایندگانی از کمیسیونهای قضایی و اصل 90 مجلس و معاونان حقوقی سازمان محیط زیست و وزارت دادگستری تشکیل شد، ابعاد مختلف این پرونده مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی، لزوم بررسی دقیق موضوع و احاطه کامل حقوقی آن مورد تاکید فراکسیون است، برای همین از رسانه های عمومی می خواهم تا با بیان واقعیات و پرهیز از طرح و انتشار اطلاعات ناقص به حل این مشکل کمک کنند. در نشست امروز فراکسیون سیر صدور رای مورد رسیدگی قرار گرفت و اعضای جلسه با توجه به سیر قضایی پرونده و اینکه صدور حکم در صورت اجازه ریاست قوه قضائیه قطعی است، ضمن ابراز همدردی با خانواده مقتول، خواستار تداوم تلاش ها برای جلب رضایت ایشان شدند.

 

فراکسیون و سازمان محیط زیست قصد کمک به این محیط بان را دارد؟
ما و محیط زیست باید با تلاش بیشتر و تعامل بستر و ارتباط موثرتر با خانواده محترم مقتول که خانواده ای فرهنگی و شناخته شده اند، مانع از اجرای این حکم شویم.

 

فعالان محیط زیست معتقدند محیط بان ها، ماموران بی پشتیبانی هستند که قانون هیچ حفاظتی از انها و وظیفه شان نمی کند.

باید خلاء های قانونی شناسایی و امکانات لازم و آموزش های مناسب محیط بانان در دستور کار سازمان قرار گیرد و فراکسیون آمادگی دارد تا در این خصوص همکاریهای لازم را بعمل آورد.
مجریان قانون بدون شک پشتوانه های قانونی دارند. مثل ماموران نیروی انتظامی یا سپاه که در حین اجرای قانون پشتوانه های قانونی دارند. اما باید بررسی کنیم که آیا برای محیط بانان هم این پشوانه های قانونی در نظر گرفته شده است یا نه. بدون شک دادگاه و قاضی ماجرا به این مسائل قانونی توجه دارد، طرف دیگر موضوع نیز افرادی هستند که عزیز خود را از دست داده اند. باید پیگیری های لازم انجام شود. اگرچه باید توجه داشته باشیم که مرجع قضایی مبتنی بر قانون رای خود را صادر کرده است. به هر حال باید ملاحظات رعایت شود. باید به نحوی باشد تا خدشه و خللی در کار مامورانی که در این مناطق سخت در حال انجام وظیفه هستند و از میراث طبیعی کشور پاسداری می کنند، به وجود نیاید. به گونه ای نشود که دست کسی در عرصه طبیعت و حفظ میراث طبیعی به کار نرود و ماموران دیگر انگیزه لازم را برای دفاع و پاسداشت طبیعت نداشته باشند. بی توجهی به این موضوع می تواند تخریب وسیع محیط زیست را به دنبال داشته باشد.

تاثیرات سودمند فناوری نانو بر محیط زیست

یکی از تاثیرات سودمند فناوری نانو بر محیط زیست که موضوع اجلاس

کپنهاگ نیز قرار گرفته و می توان برای رسیدن به اهداف توسعه پایدار

موثر باشد کاهش پدیده گرمایش جهانی است.

با توجه به رشد روز افزون استفاده از منابع سوخت های فسیلی برای مقاصد گوناگون حمل و نقل ،صنایع،تولید برق،گازهای گلخانه ای از جمله co2 با سرعت بیشتری نسبت به قبل در حال انتشار در اتمسفر زمین است که این امر موجب بروز لطمات و صدمات جدی به لایه محافظ ازن شده است ،کارشناسان بر این باورند که پیدایش پدیده گرمایش جهانی در دهه های اخیر به اعتیاد بیش از حد انسان به استفاده از سوخت های فسیل به عنوان منبع اصلی تامین انرژی باز می گردد ،بر همین اساس به کمک نانو فناوری می توان منابع تامین انرژی را از سوخت های فسیلی به سوی انرژی های نو و تجدید پذیر مثل انرژی خورشید ،باد و آب سوق داد و از این طریق به تدریج منابع عمده آلایندهرا محدود تر کرد ،به طوری که تا ۲۰ سال آینده نانو فناوری نقش بسیار عمده ای در جایگزینی سوخت های فسیلی از طریق انرژی های نو خواهد داشت بویژه که توانمندی فوق العاده ای برای حضور و ظهور درسلول های خورشیدی (فتوسل) دارد.

به نظر می رسد که دو راه کاهش آلودگی های ناشی از سوخت های فسیلی وجود دارد:نخستین راه استفاده از فناوری های جدید و از جمله نانو فناوری برای افزایش بهره وری صنایع و دومین راه نیز کنار گذاشتن کامل منابع سوخت های فسلی است که البته در دسترس نیست.محققان برای استفاده از سوخت های رایج هم اکنون نانو فیلتر هایی را طراحی کرده اند که می تواند مولکول های زیان آور و سمی سوخت و فرآورده های سوختی را از انهاجدا کند همچنین این فیلتر ها می توانن مانع خروج گاز co2 حاصل از فعالیت های صنعتی و تولیدی به اتمسفر شوند. از دیگر کاربردهای نانو فناوری در کاهش پدیده گرمایش جهانی ، تولید مواد افزودنی است که با اضافه کردن آنها به سوخت ، هم میزان انتشار گازهای گلخانه ای و هم میزان مصرف سوخت کاهش می یابد ،برای مثال نانو اکسید سریم که با استفاده از نانو فناوری در کشور انگلستان تولید شده است می تواند در حدود پنج درصد میزان مصرف سوخت و انتشار آلاینده ها را کاهش دهد.

از مهمترین کاربردهای علمی شناخته شده فناوری نانو در محیط زیست ، نانوحسگرها ،نانو فیلترها و کاتالیزورهای زیست محیطی است. نانوحسگر وسیله ای بسیار ریز است که قاذر به شناسایی و ارائهپاسخ به محرک های فیزیکی در مقیاس یک نانو متر است . هم اکنون یکی از نیازهای مهم و اساسی برای کنترل آلودگی محیط زیست ، پایش مستمر آلودگی هواست که از طریق نانو حسگرها پیشرفت موثری درباره کنترل آلودگی هوا صورت گرفته،به طوری که با اختراع نخستین نمونه های غبار هوشمند ،تولید این گونه حسگرها به مرحله کاربرد علمی نزدیک شده است . نشت گازهای مهلک یکی از خطرات روزمره زندگی صنعتی است . متاسفانه هشداردهنده های موجود در صنعت اغلب بسیار دیر موفق به شناسایی اینگونه گازهای نشتی می شوند .این نوع حسگرها از نانو تیوب های تک لایه به ضخامت حدود یک نانومتر ساخته شده اند و می توانند مولکول های گازهای سمی را جذب کنند. آنها همچنین قادر به شناسایی تعداد معدودی از مولکول های گازهای مهلک در محیط هستند .یکی دیگر از کاربردهای مهم فناوری نانو در محیط زیست ،استفاده از نانو فیلترها در تصفیه آب و پساب است . این فرایند قادر است انواع باکتری ها ،ویروس ها،آفت کش ها ،آلاینده هایی با منشا آلی و املاح کلسیم و منیزیم را ازآب جدا کند و از آنجا که در فرآیند نانوفیلتراسیون از هیچ ماده شیمیایی برلی سختی گیری آب استفاده نمی شود ،بنابراین اثرات منفی زیست محیطی آن به مراتب کمتر از روش های شیمیایی معمول است . همچنین تحقیقات نشان می دهد استفاده از فناوری نانو در تصفیه آب می تواند هزینه های تصفیه تا حدود زیادی کاهش دهد.

منبع روزنامه ایران نوشته دکتر فرزاد کلانتری مدرس دانشگاه        

سازمان ملل سال ۲۰۱۰ را سال جهانی تنوع زیستی نامگذاری کرده است.تنوع زیستی به معنای فراوانی یا گوناگونی حیات روی زمین است که از گیاه وجانور تا زندگی میکروبی را شامل می شود. به عبارت دیگر منظور از تنوع زیستی،همان تنوع گونه ها و اکوسیستم هاست.

اما این تنوع چه اهمیتی دارد؟بهتر است بدانید تنوع زیستی برای ما غذا،دارو،پوشاک ومسکن تهیه می کند.تنفس و ادامه حیات ما را ممکن می کند همین تنوع موجب امنیت ما در مقابل بلایای طبیعی مثل سیل می شود و همین تنوع زمین های کشاورزی را حاصلخیزتر می کند اما سهم تنوع زیستی در زندگی ما فقط کاربردی و مادی نیست بلکه فرهنگی نیز است.به دنبال از دست دادن جنگل ها و مراتع  خشکاندن رودخانه ها و تالابها،زراعت افراطی و تغییر کاربری جنگل ها و مراتع،کشتار حیات وحش،صید بی رویه آبزیان و انقراضگونه های گیاهی و جانوری نه فقط یک ترازدی زیست محیطی محسوب می شود که بک ترازدی فرهنگی هم به شمار می رود که در نهایت بقایای انسان ها را تضعیف می کند.

پس تنوع زیستی یعنی زندگی. بنابراین نمی توان به راحتی از کنار انقراض گونه هایی چون یوزپلنگ ایرانی،آهو و درختان سرخدار و پسته وحشی گذشت .چرا که وجود هر یک از آنها می تواند تضمین بقای سلامت و اکوسیستم،کشاورزی،اقتصاد،توریسم وحتی امنیت ما باشد.کسی چه می داند شاید همانطور که امروز از بزاق زالو برای تهیه داروهای منعقد کننده خون و از شیره درخت سرخدار برای مبارزه با سرطان استفاده می شود در دهه ها وسده های بعد نیز هر یک از این گیاهان و جانوران در خطر انقراض  ضامن سلامت و پایداری اقتصاد و بقای جوامع انسانی ما باشند.نابودی یوزپلنگ ایران یعنی نابودی تنوع زیستی و حفظ یورپلنگ ایران که در راس هرم غذایی قرار گرفته یعنی حفظ تنوع زیستی.تلاش برای نجات یوز از سراشیبی انقراض یعنی تلاش حفظ دشت ها و کوهپایه ها ، یعنی تلاش برای حفظ جمعیت آهو و قوچ و میش همه اینها زنجیروار به هم متصل هستند و نابودی هر یک از آنهانابودی دیگری را به دنبال خواهد داشت.پس با حفاظت از یوزپلنگ ایرانی از تنوع زیستی کشورمان حفاظت کنیم

منافع یا منابع

با توجه به اینکه محیط زیست و منابع طبیعی دربین جوامع مختلف از ارزش فوق العاده ای برخورداراست و تلاش های فراوانی نیز برای حفاظت از آن در سراسر دنیا در قالب کنوانسیون ها ومعاهدات بین المللی صورت گرفته و تمامی کشور ها ملزم به رعایت آنها می باشند که نشاندهنده اهمیت این موضوع می باشد،حال با توجه به اهمیت محیط زیست و منابع طبیعی در سطح  جهان به اهمیت و ارزش آن در بین مسئولین و مردم ایران می پردازیم که مسائلی برای روشن شدن موضوع مطرح می شود.

1.      با توجه به اینکه ما از نظرآب و هوایی جزء کشورهای خشک و نیمه خشک جهان به شمار می رویم و میزان بارندگی سالیانه در کشور ما بسیار پایین (متوسط بارندگی در سطح کشور 250 میلیمتر در سال) است، این امر موجب شده که ما با مشکل کم آبی مواجه باشیم. به این ترتیب مدیریت آبهای شیرین در دسترس از اهمیت بالایی برخورداراست اما زمانی که به بررسی نحوه مدیریت این آبها پرداخته می شود  نکات قابل توجهی به دست می آید برای مثال تا زمانی که بارندگی باشد و مقدارذخایر آبی پشت سد ها به مقدار قابل توجهی بالا بیاید(لازم به ذکر است بالا آمدن و سر ریز شدن آب پشت سدها نشانه این نیست که این حجم از آب پشت سد وجود دارد به این دلیل که کف سدها با گذشت زمان رسوب می گیرند و ازعمق مفید آنها کاسته می شود) تصور می شود ما دچار کم آبی نیستیم و همه فراموش می کنند ما در منطقه خشک و نیمه خشک هستیم که ممکن است درسال های آتی بارندگی به میزان قابل توجهی کاهش یابد و ما دچار کم آبی و بحرانهای ناشی از آن شویم. از طرفی در سالهای کم باران تبلیغات برای کم مصرف کردن و درست مصرف کردن در رادیو و تلویزیون غوغا می کند و همیشه هم از مردم تقاضا می شود که در مصرف آب صرفه جویی کنند درصورتی که حدود 90-80 درصد آب شیرین کشور ما صرف کشاورزی می شود و این موضوع یک بحران جدی به شمار می آید که بر می گردد به مسئولین کشوری که در خصوص استفاده درست آب در بخش کشاورزی چه اقدامی انجام دادند؟ یکی از اقداماتی که می بایست انجام گیرد استفاده از سیستم آبیاری قطره ای در زمین های کشاورزی است که دولت بدون دریافت هزینه از کشاورزان اقدام به احداث آن نماید. ولی تنها کمکی که از بخش دولتی در این خصوص انجام می گیرد (البته بعد از مانع تراشی های مختلفی که برای کشاورزان  ایجاد می گردد از جمله گرفتن انواع مجوز ها که خودش سالها طول می کشد و اجرایی شدن این طرح را به تعویق می اندازد)این است که وام در اختیار کشاورزان قرار دهد که خیلی از کشاورزان هم به دلیل اینکه این وام باید با پرداخت سود برگشت پیدا کند تمایلی برای استفاده از این تسهیلات نشان نمی دهند و به این ترتیب ما هیچگاه به الگوی صحیح مصرف آب در بخش کشاورزی نخواهیم رسید. این طرح زمانی قابل اجرا است که دولت سیستم آبیاری قطره ای در زمین های کشاورزی را بدون دریافت هزینه ای از کشاورزان احداث نماید، شاید در نگاه اول تصور شود که هزینه زیادی به دولت تحمیل می شود ولی با کمی دقت و بررسی آن در دراز مدت و همچنین توجه به ارزش فوق العاده آب به این نتیجه خواهیم رسید که چنین اقدامی دارای ارزش بسیار زیادی است که قابل اندازه گیری ریالی نیست و این همان اصل توسعه پایدار است که فردا را امروز دیدن است، چه بسا این امکان وجود دارد که ما در سالی دچار کم آبی شویم آن وقت حاضریم میلیاردها میلیارد برای جبران آن هزینه کنیم .با توجه به مطالب ذکر شده زمانی می توان از مسئولین توقع داشت  که در برنامه های رادیو و تلویزیون از مردم تقاضای درست مصرف کردن را داشته باشند که خود برای مصرف صحیح و اصولی از منابع آبی کشورکه از وظایف آنها به شمار می رود اقدامات لازم را مبذول نمایند.

2.       مثال دیگر که می توان اشاره کرد تا به ارزش پول در مقابل محیط زیست و منابع در ایران پی برد این  است که در بین مردم ما استفاده از ظروف یکبار مصرف گیاهی جایگاهی ندارد و به جای آن از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی (که خیلی از آنها در شرایط غیر استاندارد و از مواد بازیافتی که برای سلامت انسان مضرند،تولید می شوند)استفاده می شود و  علت اصلی آن بالا بودن قیمت ظروف گیاهیست.این در حالی که ظروف پلاستیکی قابل تجزیه نبوده و سالیان طولانی در محیط باقی می مانند ومحیط زیست را از نظر آلودگی و زیبایی شناختی تحت تأثیر قرار می دهد و از طرف دیگرهزینه ای که برای جمع آوری واز بین بردن آنها صرف می شود بسیار بالاست که بخشی از این هزینه ها به صورت های مختلف توسط  خود مردم تأمین می شود که اگر این موضوع به طور دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد به این نتیجه خواهیم رسید که استفاده از ظروف یکبار مصرف گیاهی هم به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه تر خواهد بود و هم از تخریب محیط زیست و منابع جلوگیری می نماید.

 محیط زیست زمانی برای ما ارزشمند خواهد شد که برای تفریح به محیط خارج از شهر می رویم و مدت زمان زیادی را صرف می کنیم تا جایی عاری از زباله و بوی نامطبوع در کناردریا،رودخانه،درختان،جنگل،دشت و ... پیدا کنیم ولی به دلیل وجود مناظر نامناسب به کسانی که زباله در محیط رها کردند ایراد می گیریم غافل از اینکه خود ما هم جزء آنها هستیم.

از دو مورد ذکر شده می توان نتیجه گرفت که ما دارای اقتصاد و مدیریت کوتاه مدت هستیم و ارزش گزاری بین موضوعات مختلف در ایران صورت نمی گیرد و خیلی از مسائل ضروری را به دلیل عدم بررسی دقیق و نداشتن مدیریت بلند مدت نادیده گرفته و بستر را برای نابودی آنها فراهم می کنیم.

به امید روزی که مدیریت بلند مدت جای مدیریت کوتاه مدت را در ایران بگیرد.(فردا را امروز ببینیم)

فجایع زیست محیطی ایران امروز

سخن نخست:

پهنه ی سراسری و پهناور ایران در طی سال­های گذشته شاهد هجوم های بی وقفه ی توسعه ی "ناپایدار" بوده و هست، توسعه ی ناپایداری که محیط زیست، آثار تاریخی، ملی و باستانی را قربانی گسترش خود قرار داده است. در این بین سخن از محیط زیست بی رمقی است که یا فراموش شده و مهجور و بدون متولی دل سوز است و یا بازچه ی جریان های سیاسی ِ سود جو و باد محور، در این توسعه ی ناپایدار زاینده رود، که خود "زاینده ی " رگ های حیاتی اصفهان است می خشکد تا "دیدبان ها" تلاش ها بکنند و قریبب به صدهزار نفر دست به شکایت از مسئولان بزنند، اما نه گوش های بستر جامع با این مورد آشنا میشود و نه گوش مسئولان امربده کار کسی است تا خشکی خونِ مادر، به کویرِ نیستیِ خون باتلاق گاوخونی بینجامد، باتلاقی که در نوبت مرگ است، دیگر روز خشک شدن دریاچه ی هامون است که ریزگرد را "سهم ِ آب" استان سیستان و بلوچستان از این دریاچه قرار میدهد، اما گویا کسی نام این دریاچه را هم نشنیده، دریاچه ی میزبان پرندگان و دریاچه ی درآمد محلی­ها که امروز به کویر وحشت آنان تبدیل شده، گویا کسی فریاد کمک خواهی تمساح گاندو در جنوب سیستان را نمی شنود، گویا او محکوم به فنا است، روزی دیگر تالاب انزلی میزبان خاک هایی میشود که قرار است مسیر گذر خشکی را در دل آبهای این تالاب ایجاد کنند، اما خبرها در سکوت سنگین زندگی محو میشود، تالاب شادگان هم سرنوشت بهتری ندارد، تالابی که خوزستان را تبدیل به یکی از مهمترین میزبانهای پرنده "سلیم خرچنگ‌خوار" کرده، پرنده ای در حال انقراض که شاهد خشکی این تالاب پیش از انقراض است، در دیگر سو کارگران مشغول احداث جاده ی ابر در دل جنگل ابر هستند تا به در خواست مردم منطقه مبنی بر جایگزینی "جاده" با یکی از قدیمی ترین پوشش های گیاهی جهان و گیاهان داروییِ کم نظیرش جامه­ ی عمل بپوشانند. از سوی دیگر با نگاهی گذرا به خبرها در می یابیم که ژئوپارک قشم که یکی از 80 ژئوپارک جهان است و ایران را یکی از 19 کشور دارای این موهبت طبیعی قرار می دهد به دلیل بی توجهی ها تنها تا شش ماه دیگر از فهرست جهانی یونسکو حذف میشود، دریاچه ی گهر نیز روزگار بهتری ندارد گویا خود مردم نیز اهمیت نمی دهند که دریاچه ی گهر از میزبانی ده تن زباله به حال اغما فرو رفته گویا کسی صدای بی رمق طبیعت را نمی شنود، با نگاهی به وضعیت زاگرس غربی نیز در می یابیم که "هما" دیگر زیست گاهی در این منطقه ندارد، گویا این پرنده از طبیعت امروز ایران سهمی ندارد، کمی به سمت جنوب در استان فارس صدها و صدها حیوان دیگر روزگار "پریشانی" داشتند زمانی که زیستگاهشان ، در طعمه ی آتش ماموران سوخت و خودشان قربانی این کین با طبیعت بودند، خود تالاب پریشان، پریشان حال­تر از حیوانهای میهمانش است، چرا که در روزگار اغما و بی آبی باید میزبان خاک های همان ماموران راه سازی نیز باشد، این پایان کار استان فارس نیست دریاچه ی بختگان نیز با آبگیری سد سیوند به شن زار تبدیل شده، همان سد ناخوشایندی که از یک سو تنگه بلاغی و آثار نیاکانمان را میزبان خیسی آب کرد و از دیگر سو بختگان را از تشنگی گرما به کام مرگ فرو برد گویا "کارشناسان زبده" در روز ناخوشایند آبگیری سیوند و سعی در حذف تاریخ نشنیدند فریاد ناجیان پاسارگاد را که اگر سد سيوند آبگيری شود خشک شدن درياچه بختگان قطعی است، دیگر روز آبشار آتشگاه لردگان در استان چهارمحال و بختياری به مسلخ سد سازی می‌رود تا درختان صد ساله ی چنار و آبشار از این پس میزبان ماهی های درون سد باشند!، فجایع به همین موارد ختم نمی شود بلکه ، موارد ذکر شده تنها مشتی از خروار توسعه ی ناپایدار کشور است، برگی از هفتاد من مثنوی تلخ و البته خوانده نشده.

 

سخن دوم:

 

در بین فجایع زیست محیطی ایران چندی است گوش ها با نام و کلام نگین فیروزه ای ایران، دریاچه ی ارومیه گره خورده است، "چیچست" باستانی ایران که این روزها در شوره ی اشک های خود غرق میشود، اشک های ناشی از ۳۵ سدی که آب را از دومین دریاچه شور جهان، بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا و بزرگترین دریاچه داخلی ایران دریغ داشته اند، با نگاهی به سخنان و هشدارهای کارشناسان امر در می یابیم که دو دلیل اساسی خشک شدن دریاچه ارومیه سد سازی بی رویه بر روی رودهای منتهی به دریاچه و پل میان گذر دریاچه ارومیه به نام شهید کلانتری است. پیرامون زیان های ناشی از از سد سازی بی رویه که از معضلات توسعه ی ناپایدار فعلی است نگه کنید به مقاله سدسازی؛ نابودکننده‌ی منابع آب و  پیرامون زیان های ناشی از احداث پل میان گذر دریاچه ارومیه نگاه کنید به  دریاچه اورمیه بزرگترین دریاچه تشنه جهان در انتظار سرنوشت دریاچه آرال.

اما سخن ما در این جستار پیرامون موارد دیگری است که در پی می آید:

باد محوری و عدم شایسته سالاری برخی از سیاست مداران ِ فاقد بینش سیاسی عمیق که برای حفظ هر چه بیشتر مسند دست به هر حربه و ابزاری میبرند برای نمونه با نگاهی گذرا به مذاکرات مجلس شورای اسلامی در می یابیم که در پانزده بهمن ماه 1387 با توجه به شرایط زمانی و خواست برخی از مردم منطقه جمعی از نمایندگان مجلس به ویژه نمایندگان استان‌های آذربایجان شرقی و غربی بدون کوچکترین توجه به هشدارهای کارشناسان امر مبنی بر زیان های ناشی از احداث پل بر روی دریاچه نسبت به بودجه محدود در نظر گرفته شده برای احداث پل دریاچه ارومیه اعتراض کرده و خواستار تخصیص اعتبار بیشتر برای احداث کامل این پل شددند بدون اینکه کوچکترین اندیشه ای پیرامون شرایط زیست محیطی دریاچه کرده باشند و یا عواقب این کار را در نظر بگیرند، در حالی که برخی از همین نمایندگان در شرایط کنونی دست به صدور بیانیه می زنند تا ثابت کنند که از موافقان طرح دو فوریت نجات دریاچه ی ارومیه اند اما نه تنها در گذشته بلکه امروز نیز گوششان به سخنان کارشناسان امر بده کار نیست و تنها سعی می کنند بر موج احساسات عمومی مجوز حفظ مسند آتی خود را دریافت کنند، از یک سو خود را موافق نجات دریاچه و طرح دو فوریت اعلام میکنند و از سوی دیگر اعلام میکنند که از پشتیبانی ساخت سد نازلو و بار اندوز (دو سد در حال ساخت )دست بر نخواهند داشت، و همچنان پشتیبان احداث پل میان گذرند، مگر غیر از این است که همین سدها از عوامل خشکی دریاچه اند؟ و پل میان گذر دریاچه را به دو نیم کرده و از گردش آب در دریاچه جلوگیی میکند؟ اما در یک بازی دو سره هم طرفداران احداث پل و خواستاران سد را حفظ میکنند و هم در خواست نجات جان ِ بی رمق دریاچه را مطرح میکنند. گویا سخن کارشناسان را درک نمی کنند که انتقال بین حوزه ای آب از رودهای ارس و زاب نه تنها مشکلی از دریاچه ی ارومیه حل نمی کند بلکه معضلات دیگری را نیز به وجود می اورد، گویا گوششان بده کار نیست که راه نجات دریاچه دادن حق اب به دریاچه از سدهای موجود است و اعلام میکنند که برای احداث سدها هزینه ی گزافی شده و در این بین کشاورزان ضرر میکنند، اما پرسش اینجاست که چرا پیش از احداث سد و گسترش زمینه های کشاورزی پیرامونی منطقه به چنین مسئله ای فکر نکردید؟ در این بازی دو سره ی این نمایندگان سراسر کشور که گویا فاقد بینش عمیق ملی هستند تنها دریاچه ارومیه و زیست بوم کشور زیان میکند، با توجه به موارد ذکر شده بدون کوچکترین تردید و دودلی بی توجهی به محیط زیست توسط مسئولان امر که آن هم ناشی از عدم شایسته سالاری است بزرگترین دلیل فجایع زیست محیطی کشور و در صدر آن فاجعه ی زیست محیطی دریاچه ارومیه است، اما در این بین نکته ی فراموش شده و مهجور مانده بی علاقگی مردم نسبت به سرنوشت آثار فرهنگی و زیست بوم کشور است، دریاچه ارومیه نیز مصداقی از این موارد است، که یکی از منشاهای آن باز هم ضعف مدیریت مدیران مسئول است، اگر پیش از اجرای این طرح ها اطلاع رسانی درستی درباره ی عواقب ناخوشایند انجام پروژهای این چنینی به به مردم این مناطق بشود بی شک اصرار آنان مبنی بر انجام چنیین طرح هایی که باعث تخریب زیست بوم و آثار فرهنگی میشود  کاهش پیدا می کند چرا که مهمترین عامل چنین درخواست هایی از سوی  مردم ناآگاهی از عواقب انجام چنین پروژهایی است و بس ، اما در دیگر سو در شرایط فعلی و در میان آگاهی ملت ایران از این فاجعه و خواست ملت ایران مبنی بر نجات دریاچه ارومیه سوء استفاده ی برخی از گروه های خودباخته که وابستگی ذهنی آنها به کشورهایی مانند ترکیه و آران ( جمهوری خودخوانده آذربایجان) به وضوح مشخص است عامل تهدید کننده ی دیگری برای زیست بوم کشور است، آنها که تلاش میکنند از روزگار گل آلود دریاچه ی ارومیه برای تبلیغات شوم خود بهره برداری سیاسی کرده و چشم طمع به تمامیت ارضی و استقلال کشورداشته باشند، فارغ از مسئله ی حیاتی زیست بوم کشور، دیروز از احداث پل و نزدیکی بیشتر آذربایجان شرقی و غربی خرسند بودند و امروز بر موج های ایجاد شده از همان پل سوار بر افکار عمومی تلاش میکنند مسئله را از مقیاس ملی کاهش داده و با پنهان شدن در میان خواست های مردم این مسئله را تبدیل به خواستی سیاسی بکند که مسلما نتیجه ای جز زیان دریاچه و ملت ایران نخواهد داشت، اما در این بین مسئولیت حامیان اصلی محیط زیست یعنی ما ملت ایران که امروز از این امر آگاهیم این است که تنها برای نجات دریاچه ی ارومیه و برای نجات زیست بوم منطقه تلاش کنیم و از سیاسی کردن مسئله جلوگیری کرده و افرادی را که اهدافی خارج از زیست بوم را در سر می پرورانند در موج آگاهی خود حل کنیم و بدانیم که بر خلاف بوق ها و کرنا ها طرح نجات دریاچه بدون تغییر و بدون توجه به سخنان کارشناسان امر باری دیگر بر دوش زیست بوم منطقه است، بنا به سخن دکتر کهرم: "از چهار مصوبه دولت مبنی بر بارورسازی ابرها، انتقال آب از دریای خزر و رو دخانه ارس، بهینه کردن سیستمهای آبیاری در استان و دادن 20 درصد از حقابه دریاچه ارومیه از 35 رودخانه اطراف برای نجات دریاچه ارومیه تنها مورد آخر عملی و قابل اجراست"، پس خویشکاری ما در این مورد این است که با تلاش درست خود جلوی اشتباهی دیگر را که باعث آسیب بیشتر به زیست بوم کشور میشود را بگیریم و ب گوشزد کنیم که اقدامات ناصواب انجام شده و زیان های وارده به زیست بوم کشور  بر خلاف منافع ملت ایران و برخلاف اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است چرا که " فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است." به امید اینکه یک دندگی های برخی از مسئولان پیرامون آبگیری سد سیوند بر خلاف خواست ملی، که امروز فجایع خود را نمایان کرده، در بسته نگه داشتن در ِ سدهای منتهی به دریاچه ارومیه تکرار نشود

اسد تقی زاده محیط بان دنا در آستانه اعدام است


 

اسد تقی زاده یکی از محیط بانان منطقه ی حفاظت شده ی دنا در یاسوجه  که طی درگیری مسلحانه در مرداد ۱۳۸۶با پنج نفر متجاوز به حدود حفاظت شده ی دنا  ُ یکی ازین افراد که گفته میشه قاچاقچی حیوان بوده رو به ضرب گلوله ای که به شکم متجاوز برخورد کرده و با خونریزی به قتل رسیده.این اقدام در برابر شکارچیان حیوان و با توجه به تیر اندازی شکارچیانی که یک راس کل هم شکار کرده بودند صورت گرفته است. و الان سه سال و اندی هست که در زندانه و اخیرا حکم اعدامش توسط قوه ی قضاییه و سپس هیئت تجدید نظر صادر شده و در شیراز در شرف اجراست.عده ای گفتن که پدر مقتول برای حمایت از حیثیت و نام پسرش به رهبری پیغامی بلند بالا نوشته و خواستار اعدام اسد تقی زاده جوان وظیفه شناس و محیط بان متعهد یاسوجی شده. در جواب همسران محترمه ی شهیدان باکری و همت طی نامه ای به پدر مقتول خواهان میانجیگری برای تضمن خون اسد تقی زاده شدند. لاریجانی هم گفته مجلس سعی در جلوگیری از اعدام اسد دارد.علی ای حال حتی اگر مقتول گردشگر هم بوده ُ وجدان مسول محیط بان در شرایط سخت و دشوار طبیعت اقتضا میکنه که به وظیفش عمل کنه و در غیر این صورت اگر نباید قدرت دفاع از خودش و منطقه ی تحت الحفاظه اش داشته باشه چرا بهش اسلحه ی جنگی میدن؟ چرا محیط بانان مظلوم کشور ما با این که بیشترین جان فشانی ها رو با کمترین حمایت و امکانات در صیانت از حریم محیط زیست کشور دارندهمیشه باید مظلوم واقع بشن؟

خداوندا به ما عظمت و صلابتی ده که عدل را سر نبریم

 

حقایقی که در جریان دادرسی اسد تقی زاده نادیده گرفته شد :

با نگاهی اجمالی به حقایق فاش شده از پرونده قضایی تقی زاده درمی یابیم که به چه علت اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در جریان آن قرار گرفته اند حکم بر بی گناهی تقی زاده می دهند. نخستین حقیقتی که در صدور این حکم نادیده انگاشته شده این است که شکارچیان پیش از این که شروع به تیراندازی کنند مرتکب تخلفاتی آشکار شده بودند. یکی این که آنان در غیر از فصل شکار در یک منطقه حفاظت شده تیر اندازی کرده بودند. دوم این که زمانی که محیط بانها شکارچیان را دیدند، آنها در حال حمل یک رأس کل بودند که آن را به صورت غیرقانونی شکار کرده بودند. این به معنای جرم مشهود است و محیط بانان که ضابط قضایی نیز هستند موظف به برخورد با آن و تحویل متخلفان به مراجع انتظامی و قضایی هستند. سوم این که شکارچیان در برابر درخواست محیط بانان که از زحمتکش ترین قشر خادمان مردم هستند مبنی بر تسلیم خود و زمین گذاشتن اسلحه و حیوان شکار شده ممانعت کردند و ابتدا با فحاشی و سپس با تیراندازی به آنان که در حال انجام ماموریت بوده و لباس خدمت دولت را برتن داشته اند توهین و تعرض نموده اند. چهارم این که این تعرض آنان که شلیک گلوله با اسلحه گرم بوده بدون شک یک تهدید جانی بسیار جدی برای اسد تقی زاده و دو محیط بان دیگر بوده است. اسد نه تنها به حکم دفاع از جان خود بلکه به حکم وظیفه در دفاع از جان همکارانش می بایست پاسخ آتش متعرضان را با شلیک گلوله می داده. پنجم این که طرف متعارض از نظر تعداد بیشتر از طرف مدافع بوده و این خود بر لزوم پاسخی درخور به متعارضان صحه می گذارد زیرا این احتمال در زمان حادثه معقول بوده که در صورتی که گلوله ای از سمت محیط بانان به شکارچیان شلیک نشود آنان باادامه تیراندازی و نزدیکتر شدن به محیط بانان آنان را زمینگیر کرده و با استفاده از سلاحهای گرم و سرد آنان را از پای در آورند. ششم این که گلوله از فاصله دوری شلیک شده و از جلو به بدن مقتول وارد شده است که این نیز دلیلی بر وقوع درگیری آتشین و رودررو از هر دو طرف است. هفتم این که محیط بانان در بالای شیب کوهستانی و شکارچیان در پایین آن قرار داشته اند. بنا به قاعده طبیعی حاکم بر حرکت پرتابه، مانند گلوله ی شلیک شده از دهانه ی یک اسلحه، گلوله به محلی بالاتر از آنچه از خط نشانه، از شکاف درجه و نوک مگسک به چشم می آید برخورد می کند. زیرا اسلحه برای شرایطی تنظیم و قلق گیری می شود که تیرانداز و هدف دی یک خط تراز ارتفاعی قرار داشتع باشند. هرگونه انحراف از این هم ترازی موجب خطای نشانه روی است. این موضوع نیز توضیح دهنده این است که چرا با وجود این که محیط بان پای فرد معارض را نشانه رفته، اما گلوله به یک وجب بالاتر از خط کمربند وی اصابت کرده و برخلاف انتظار جراحتی منجر به مرگ ایجاد کرده. هشتم این که محیط بان اسد تقی زاده هیچ نوع کینه قبلی یا خصومت شخصی با مقتول نداشته که انگیزه ساز ارتکاب متعامدانه قتل او باشد. با وجود همه این ادله محکمه که حتی وجود یکی از آنها در بسیاری از پرونده های قضایی مشهور منجر به اعلام برائت متهم از اتهام قتل عمد شده و می شود در این پرونده حکم به گناهکاری محیط بان اسد تقی زاده داده شده و وی به قصاص نفس محکوم شده.

آخرین وضعیت اسد تقی زاده:

اسد تقی زاده هنوز در زندان یاسوج در انتظار به سر می برد. اخبار گوناگونی در مورد مذاکره با خانواده مقتول از سوی برخی مدیران سازمان حفاظت از محیط زیست منتشر شده است. همچنین در ۱۹ مهر ۱۳۹۰ بیژن فرهنگ دره شوری گفته که در حال مذاکره با بزرگان محلی سمیرم و تقاضا از آنها برای پادرمیانی برای طلب بخشش از خانواده اولیای دم است.